اندر احوالات یک منافق (الکی) 🔸 اینترنت بین‌الملل دانشگاه از بعد از… — یادداشت‌ها و روزمرگی‌های دکتر رمضانی — TG.ME

🔹 اندر احوالات یک منافق (الکی)

🔸 اینترنت بین‌الملل دانشگاه از بعد از عید وصل شده و به واسطه وصل شدن این اینترنت قسمت شده روی ماه خیلی از بچه‌ها رو ببینیم.

🔸 دیروز گپ و گفتی با دو تا از دانشجویان کارشناسی داشتیم که حرفامون با قطعی اینترنت و تبعات اون شروع شد و در ادامش با یاز شدن درد و دلامون، در مورد خیلی چیزهای دیگه که رو اعصابه حرف زدیم

🔸 بعد از شنیدن بعضی از این صحبت‌ها از زبان من، یکی از دوستان حرف‌هایی با این مضمون زدن که «چقدر حرفاتون با حرف‌های کانالتون فرق داره» و «مطمئنید مطالب کانال رو خودتون می‌نویسید؟»

🔸 من همیشه معتقد بودم (و تلاش هم کردم این دیدگاه رو منتشر کنم) که به مسائل و شرایط بصورت ۰ یا ۱۰۰ نگاه نکنیم. دیدگاه سیستمی میگه شما یک هدف تعریف می‌کنی و برای رسیدن به این هدف، مولفه‌های مختلفی رو کنار هم قرار تا بتونی به نتیجه برسی. واسه همین باید همیشه تمام مولفه‌ها را دید، جدا جدا بررسی کرد، بعد با استخراج روابطشون به یک نتیجه‌گیری as a whole رسید. اونهایی که دیدگاه ۰ یا ۱۰۰ دارن، همیشه تلاش میکنن مولفه‌های حکمرانی که مخالف دیدگاهشون هست رو نادیده بگیرن و برای همینه همیشه حق رو به خودشون میدن

🔸 شاید مسیر صحبت‌های دیروز ما اینجوری بود که میخواستیم مولفه‌های سالم و معیوب رو کنار هم بزاریم تا ببینیم شرایط فعلی چیه و برای همین شنیدن برخی حرف‌ها از زبان من برای بچه‌ها تعجب برانگیز بود. اما مشابه این رفتار رو تو زندگی شخصی خیلی دارم.

🔸 من وقتی یجایی میرم که یک نفر همه چیز رو گل و بلبل میبینه و زندگی و بارش رو قبلا بسته و حالا فکر میکنه شرایط واقعی جامعه همون چیزی هست که ایتا و ۲۰:۳۰ نشون میده، براشون اون مولفه‌های معیوب را رو میکنم که این دیدگاه ۰ و ۱۰۰ رو بزارن کنار

🔸 دیروز برای همین بچه‌ها خاطره‌ای تعریف کردم که یبار روسای یک واحد اداری مشخص در دانشگاه‌های کشور (که حالا مهم نیست کدوم واحد اداری) رو دعوت کرده بودن دانشگاه اصفهان و من رو هم دعوت کردن یک سخنرانی دو ساعته در مورد کاربرد هوش مصنوعی در زمینه خودشون براشون بزارم. شاید ۳/۱ زمان جلسه صرف درد و دل‌های خودم شد بابت ایراد گرفتن به معیارهای اشتباهی که داشتن و باعث ریاکار شدن و ظاهرسازی افراد شده و مثال‌های زیادی زدم از تبعات زیادی که این اتفاق برای جامعه داشته. حرف‌هایی که میدونم مسلما کسی جرات گفتنش تو چنین جمعی رو نداره!

🔸 اما این کانال و جمع دانشجویی فرق داره. من یه خط قرمز داشتم و دارم (و قبلا هم توی کانال در موردش نوشتم) که یکسری مطالب که باعث ناامیدی بیشتر بچه‌ها میشه رو نمی‌نویسم. بهرحال بچه‌ها همینجوری تحت تاثیر واقعیت‌های جامعه و تحت تاثیر فضاسازی‌های رسانه تحت فشار هستند و دلیلی نداره درد و دل‌های خودم رو هم اضافه کنم و باعث ناامیدی بیشتر بشم، بخصوص برای کسانی که نه راه پس دارن و نه را پیش.

🔸 این میشه همون داستان نشون دادن مولفه‌های سالم به کسی که همه مولفه‌ها رو معیوب می‌بینه. اما این وسط، یه چیز دیگه هم هست «چیزایی که می‌نویسم رو قطعا بهش اعتقاد دارم» و مطلب رو هیچوقت برای اینکه یکی خوشش بیاد یا الکی بخوام امید بدم، نمی‌نویسم.

🔸 حالا این عنوان منافق چیه که بالا نوشتم؟ بخاطر همین سبک برخورد، خانمم همیشه میگه «ما شدیم مذهبیِ جمع غیرمذهبی‌ها و غیرمذهبیِ جمع مذهبی‌ها». و واقعا توی یکسری جمع‌ها که همیشه به سیاست‌هاشون ایراد می‌گیرم، با تمام وجود حس می‌کنم که به دید یک منافق بهم نگاه می‌کنن 🙃

🔸 پ.ن۱: مشابه این دیالوگ‌ها رو قبلاً هم با بچه‌ها داشتیم. این رو ببینید
https://t.me/Ramezani_Notes/249

🔸 پ.ن۲: آخر دیالگمون، (مهندس/استاد/برادر/آقای) گلی هم به جمعمون اضافه شدن (دقیقا نمیدونم چه پیشوندی باید بکار ببرم) و اومدن امضای فارغ‌التحصیلی رو بگیرن که برن که برن که برن 😍! اما انگار قراره بیان و دکتری بخونن! یعنی فکر کردن به «دکتر گلی»، تن و بدنم رو میلرزونه 🥹. در پناه حق 🙏

#یادداشت
----------------------------------------
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
یادداشت‌ها و روزمرگی‌های دکتر رمضانی
🆔 https://t.me/Ramezani_Notes
Telegram
یادداشت‌ها و روزمرگی‌های دکتر رمضانی
🔸 در مورد پستی که دیشب گذاشتم، یکی از دانشجویان (که اتفاقا قبلا با بنده کلاس داشتند) به دفترم مراجعه نمودند. ایشان خیلی از محتوای این پست ناراحت بودند و اعلام داشتند که با چند تن از دوستانشون هم صحبت کرده‌اند و همگی از این بابت ناراحت هستند. خلاصه صحبت اینکه…
👎14❤13😁3🔥1😱1
April 29, 2026 678 2 8