یه دیواره بینمون و دیگه نیست
غیر یه پنجره چیزی این وسط
نه تو این پنجره، قاب و شیشهای
چارتا میله است و یکم سنگه فقط
یه دیواره بینمون، این طرفش؛
من و "فردا" که شاید نبینمش
اون طرف؛ تویی و روی گونههات
میوهی اشک که باید بچینمش
اون طرف تویی و آسمون شب
این طرف من و اتاق تنگ و سرد
این طرف میگم که : فردا تهشه
اون طرف برگا میشن دوباره زرد
من نمیدونم صدامو میشنوی؟
قد من به پنجره نمیرسه
کاش میشد یه چیزی جز گریه بگم
دادمم به حنجره نمیرسه
صدا رو ولش کن آرزوی من!
به همین تقتق دیوار گوش بده
مورس حرفای منو تو این سکوت
بشنو، با صدام تو ذهنت جوش بده
تقتق : " عشق من! نبینم غمتو!"
تقتق : "آرزوی من! برقص بازم!"
تقتق : "اما به یادم بیار عزیز!
نمیخوام خاطرههامو ببازم!"
فردا هم اول صبح میبینمت
توی رویاهای وقت سحرت
تق و تق، تقتق و تق : "نیاز من!"
مورسه که جا من میگه : "دوست دارمت!"
@radiosheida
[کیارش محبی پور]
#خودنوشت
5
2
1July 31, 2026 280 3