در حجمی از ناامیدی
با دستهایی که چندی
از "هیچ" سرشار ماندهاست
آزردهدل مینویسم :
ای غم! یکبار هم شد
پیشانیام را نبوسی؟
یکبار هم غیر "آری"
پاسخ بده تا نپرسم
"این دفعه هم سوگواری؟"
ای غم! چه نامردم اما
یکبار هم دست بگذار
بر شانهی هر که جز من
یکبار!
یک لحظه!
بردار!
از شانهام هر چه داری
[کیارش محبی پور]
#خودنوشت
@radiosheida
8
1
1July 7, 2026 413 5