ان غریبه نخوتا خواست با من بد تا کند کز سر کبر و غرور برتریش در کرنا… — رد‌خون .. — TG.ME

ان غریبه نخوتا خواست با من بد تا کند کز سر کبر و غرور برتریش در کرنا کند گفت ای جانباز مفلوک و ضعیف بر رخم بنگر ، اینک تویی یا من حریف قامتم سرو را ماند کو چشم تو دیده ای من را ز چشم دلبند تو ؟ هر سخن گویم تیری‌ست در قلب او نیستی هم‌پای من از کثرتم در قلب او از افق تا ب غروب زهر پاشید بر زخم من…

February 18, 2026 95