زمزمه_های_افکار_مریض پارت 5 ( پارت 4 رو توی دفترم نوشتم ) من وقتی که… — MDMA — TG.ME

#زمزمه_های_افکار_مریض
پارت 5 ( پارت 4 رو توی دفترم نوشتم )
من وقتی که تو منو میشناختی خوشم میومد
تو میدونستی که غذای مورد علاقم چیه
مکان مورد علاقم چیه
دوست صمیمیم کیه
و از کدوم سوپرمارکت لواشک میگیرم
تو همه چیز رو راجب من میدونستی و الان که رفتی من دیگه حوصله ای ندارم برای اینکه به بقیه خودم رو یاد بدم
تو میدونستی که من گیم مورد علاقم چیه و اهنگ مورد علاقم چجوریه
تو همه چیز رو راجب من میدونستی ولی من از یه جایی به بعد انگار هیچی راجب تو نمیدونستم
تو من رو از روحت اخراج کردی و مجبورم کردی که از دور تماشات کنم و از سرما یخ بزنم
و هنوزم میتونم اون سرمای پشت حرف هات رو وقتی که دیگه منو نمیخواستی حس کنم
من هنوزم توی اون خرابه دارم زندگی میکنم و برای گرم کردن خودم دارم هیزم های خونه ای که توی افکار مریضم باهم ساخته بودیم رو میسوزونم
و تو شاید هیچوقت دوباره برنگردی
و این هیزم ها تموم میشه یه روزی و از من چیزی جز یه مجسمه باقی نمیمونه
August 27, 2026 34 1