پایتون | برنامه نویسی پایتون | دوره پایتون | دوره برنامه نویسی پایتون | برنامه نویسی | پایتون جادی | python: post #561 — TG.ME

فرض کن بچگیته…
تو یه محله‌ قدیمی.
یه نونوایی هست ته کوچه‌تون… همیشه بوی نون تازه‌ش تا دم در خونه میاد.
تو ولی پول نداری بخری.
آروم میری دم در نونوایی، یه تیکه نون داغ از زمین برمی‌داری… کسی نمی‌بینه.
سیر می‌شی، حتی خوشحال می‌شی که کمک هم به خودت کردی.

ولی اون نونوایی، مال یه آدمیه که هر روز ساعت ۳ صبح بیدار میشه
آرد رو خودش می‌کشه، عرق می‌ریزه، خم می‌شه، کار می‌کنه
اون یه لقمه، فقط نون نبود… زحمت یه آدم بود.

منم یه روزایی نونِ زحمت دیگرانو پخش می‌کردم.
فکر می‌کردم کارم درسته، چون داشتم به بقیه کمک می‌کردم
ولی نفهمیده بودم که کمک، با دزدیدن حاصل زحمت یکی دیگه، کمک نیست.
حتی اگه نیتت خوب باشه، باز بارِ کجه…
و بارِ کج، به مقصد نمی‌رسه.

دیگه اون کارو نمی‌کنم.
و حالا...
می‌خوام خودم نونوایی راه بندازم.
با آرد خودم، با دستای خودم.
❤20