تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟
توی دریا، منم ماهی، چنان دارم که میخواهی
بکن رحمت، بکن شاهی، که از تو ماندهام تنها
عذابست این جهان بی تو، مبادا یک زمان بی تو
به جان تو که جان بی تو، شکنجهست و بلا بر ما
مولانا
غزل شماره۶۴
3August 19, 2026 87 6