پیشگویی خودمحققشونده (Self-fulfilling prophecy) فرایندی است که در آن یک باور یا انتظار (حتی اگر در ابتدا فاقد مبنای واقعی باشد) چنان زنجیرهای از رفتارها، تصمیمهای ناخودآگاه و واکنشهای متقابل را در یک رابطه (از جمله روابط عاطفی) فعال میکند که در نهایت همان باور به واقعیت عینی تبدیل میشود. این پدیده طی چهار مرحله رخ میدهد: ۱. باور اولیه (مثلاً «او بالاخره من را ترک میکند») ۲. رفتار ناشی از باور (کنترل گری، بازخواست، سردی پیشگیرانه، تفسیر سوگیرانه) ۳. واکنش طرف مقابل (خستگی، فاصله گرفتن، کاهش محبت، دروغهای کوچک) ۴. تأیید پیشگویی (ترک شدن واقعی و تقویت باور اولیه) این چرخه با دو سوگیری شناختی تغذیه میشود: سوگیری تأیید (فقط نشانههای همسو با پیشگویی را دیدن) و اسناد خطا (رفتار واکنشی طرف مقابل را به صفات درونی او نسبت دادن نه به رفتار خودمان). تفاوت آن با پیشگویی خودشکن این است که در نوع خودشکن، باور منفی باعث رفتاری میشود که مستقیماً نتیجه معکوس نمیدهد (مثل ترس از مردودی که باعث درس نخواندن و مردودی میشود)؛ اما در نوع خودمحققشونده، رفتار فرد همسو با باور، همان باور را محقق میکند. در روابط عاطفی، این پدیده اغلب به شکل خودتخریبی پنهان ظاهر میشود: فرد ناخودآگاه طوری رفتار میکند که ترس از رهاشدن به حقیقت بپیوندد، زیرا تحمل بلاتکلیفی انتظار برای او سختتر از خود فاجعه است. آگاهی از این سازوکار و بازسازی شناختی (تبدیل باور به فرضیه و سنجش شواهد واقعی) راه بریدن از این چرخه مخرب است.
12
4
1