آدم ها رو نگاه ميكنى،
گریهات میگیره از اين همه استيصال.
كفش ها و لباسهاى كهنه،
گوشیهاى شكسته و چسبزده،
ميوههاى پلاسيده توى كيسههاى خريد،
چهرههاى خسته و شرمگین ...
و آخرِ همهى اين ديدنها،
فقط دلت ميخواهد
اگر قرار است روزى بميرم،
پيش از مرگم يكبار آغوشى
باشم براى اين همه آدم خسته؛
براى مردمى كه سالهاست
زندگی را با بغض به دوش مىكشند...
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی | پروکسی
@Proxy_mamlekat


