نمیدانم چرا مینویسم. شاید چون این روزها، هیچچیز دیگری برای گفتن نیست. انگار کلماتی که زمانی معنا داشتند، حالا تهی شدهاند، بیجان، مثل خودم. احساساتی که روزی همهچیزم بودند، حالا فقط وزنی سنگین درونم هستند. خستگیای که حتی خواب هم درمانش نمیکند، درماندگیای که هر لحظه دستوپایم را میبندد. دیگر …
8
2March 13, 2025 1.6K 9