امروز به توصیه دوست خوبم موقع غذا خوردن فقط به غذا فکر کردم. به حرکات کرمی مری موقع پایین رفتن غذا و هر چیزی که توی قسمت گوارش زیست دبیرستان به یاد داشتم و همچنین به برنج فکر کردم که چجوری اومده و این خیلی جالب بوده برام چون بابابزرگم کشاورزه و بهمون برنج میده و من سعی کردم به این فکر کنم که چجوری با اون کلاه حصیری زمینشو درست کرده، نشا کرده، کود داده، برنج بریده و برده کارخونه. وقتی بچه بودم از این چیزها برام تعریف میکرد یکم که بزرگتر شده بودم میتونستم سماور رو روشن کنم براش و بابابزرگ خیلی خوشحال میشد وقتی من چایی دم میکردم. به کارخونه ربسازی و آدمهاش فکر کردم و کلی چیزهای دیگه. خلاصه فرآینده خوردن ناهار خیلی بهم خوش گذشت. ممنونم از همهی دست اندرکاران.
40
10
3
1
1August 30, 2026 2.2K 40