واقعاً نمیدونم این موضوع از کجا میآید؛ کمبود تجربه؟ کپیکردن مدلهای قبلی؟ نگرانی از تعداد المانها؟ یا اصلاً توجه نکردن به اثر شرایط مرزی؟ بارها در مدلهای تهیهشده توسط شرکتهای بزرگ طراحی و مشاوره، حتی با رزومههای بسیار قوی، دیدهام که مرز مدل دقیقاً چسبیده به محدودهای است که هنوز تنش و تغییرشکل قابل توجه دارد. در حالیکه این موضوع واقعاً پیچیده نیست؛ فاصله مناسب مرزها، یکی از الفبای مدلسازی عددی است. شرایط مرزی نباید پاسخ مسئله را به مدل تحمیل کند. اگر کانتورهای تغییرشکل، تنش یا مکانیزم گسیختگی هنوز با شدت قابل توجه به مرز مدل میرسند، باید به ابعاد مدل شک کرد. و بهترین کار هم بسیار ساده است: ابعاد مدل را بزرگتر کنید و یک Boundary Sensitivity Check انجام دهید. اگر با دورتر کردن مرزها پاسخ تقریباً ثابت ماند، خیالتان راحت. اگر جواب تغییر کرد، یعنی بخشی از «نتیجه تحلیل» در واقع نتیجه انتخاب نامناسب مرزهای مدل بوده است! مدلسازی عددی فقط ساختن هندسه، مشزدن و زدن دکمه Calculate نیست. گاهی چند متر فاصله بیشتر برای مرز مدل، میتواند اعتبار کل تحلیل را نجات دهد.
25
14