۱۶ دی ماه چهارصد و چهار، توی آخرین روزهای نسبتاً خوشی که این مدت دیدم، تصمیم گرفتیم بعد از غروب توی تاریکی با اولین تیمی که ساختیم بریم بالای کوههای تهران و توی برف پروژهای که ماهها براش فکر کرده بودم رو عکاسی کنیم. از دره پایین بریم و صدای سگی که نزدیک میشه و آبشار بکگراند کار و در حالی که ما لباس گرم و کاپشن تنمون بود پنج دقیقه پنج دقیقه آنتراکت میدادیم و به مدل چایی و لباس گرم تا بتونیم برای پنج دقیقه بعدش ازش عکاسی کنیم و بعد از تموم شدن شاتها بریم توی جیگرکی با دوست گیاهخوارمون این پیروزی رو جشن بگیریم.
https://www.instagram.com/p/DbqrL6fDvnq/?img_index=1&igsh=MXRxd3BuMDZhdzlrZA==
Forwarded fromEvermore
2August 6, 2026 76