انجمن علمی دانشجویی فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران: post #2573 — TG.ME

📚 #مناقشات

حادث ذاتی و حادث زمانی


🌿 بررسی مفهوم حدوث و قدم از نگاه متکلمان و فلاسفه

📌 حدوث در معنای لغوی و عمومی خود به معنای «به وجود آمدن» است. وقتی می‌گوییم شیئی حادث است، یعنی در زمان خاصی به وجود آمده، پیش از آن وجود نداشته و در واقع وجودش مسبوق به عدم بوده است. اما در بررسی‌های دقیق‌تر فلسفی، بر سر ملاک این به وجود آمدن و نیازمندی به علت، دو دیدگاه متفاوت شکل گرفته است. متکلمان معتقدند که علت اصلی نیازمندی یک شیء به خالق و ایجادکننده، همان «حدوث» آن است. از نگاه آنان، دلیل اینکه یک شیء به علت نیاز پیدا می‌کند، این است که در گذشته وجود نداشته و اکنون به وجود آمده است. بر این اساس، هر چیزی که مسبوق به عدم باشد و در ظرف زمان خلق شود، برای ایجاد شدن نیازمند علت است. این دیدگاه بر پایه «حدوث زمانی» استوار است و زمان را ملاک اصلی نیازمندی به آفریننده می‌داند.
اما فلاسفه دیدگاه متکلمان را ناکامل می‌دانند و معتقدند که گره زدن ملاک نیازمندی به «زمان»، دقیق نیست. آن‌ها تاکید دارند که برای درک نیاز یک شیء به علت، باید ذات آن را بررسی کرد. اگر ذات یک شیء به گونه‌ای باشد که برای موجود شدن به دیگری نیاز داشته باشد، به آن «ممکن» یا «حادث ذاتی» می‌گویند. چنین موجودی ذاتا وابسته و قائم به غیر است. در مقابل، اگر موجودی در ذات خود بی‌نیاز از علت باشد و قائم به ذات خود بایستد، «قدیم ذاتی» نامیده می‌شود و قدمت، (جزئی) از ذات اوست.

⚔️ نقطه تقابل دو دیدگاه و نتیجه‌گیری نهایی

اختلاف اصلی این دو گروه در جایی آشکار می‌شود که فرض کنیم موجودی «قدیم» است؛ یعنی نقطه آغازی ندارد و همیشه در زمان وجود داشته است. بر اساس معیار متکلمان، چنین موجودی چون همیشه در زمان بوده و آغازی نداشته است، نیازی به علت ندارد و در نتیجه باید او را «واجب‌الوجود» دانست. اما فلاسفه معتقدند که صرف همیشه بودن در زمان (قدمت زمانی)، دلیل بر استقلال و بی‌نیازی از علت نیست. از نگاه فلسفی، یک موجود می‌تواند همیشه در طول زمان بوده باشد (قدیم زمانی)، اما ذاتش همچنان نیازمند و وابسته به علت باشد. بنابراین، ملاک استقلال یا عدم نیاز به علت، وضعیت «ذات» شیء است، نه طول زمان حضور آن.


🔍 برای روشن‌تر شدن این تفاوت می‌توان به موجوداتی مانند «عقول» اشاره کرد. عقول موجوداتی هستند که از نظر زمانی «قدیم» محسوب می‌شوند (یعنی همواره با خداوند بوده‌اند)، اما از آنجا که ذاتشان استقلالی ندارد و برای موجود بودن به خداوند وابسته‌اند، «حادث ذاتی» به شمار می‌آیند و نیازمند علت هستند. در یک قاعده کلی و نهایی: اگر ذات موجودی مستقل و قائم به خود باشد، او «خدا» (واجب‌الوجود و قدیم ذاتی) است. اما اگر ذاتِ موجودی وابسته باشد، او قطعا «معلول» است؛ حتی اگر از نظر زمانی همیشه وجود داشته باشد.

📃خلاصه در نهایت: موجود می‌تواند از نظر زمانی قدیم، اما از نظر ذاتی ممکن و نیازمند باشد.


📖 توضیحات دکتر رضازاده جودی

🦾 (خلاصه شده با هوش مصنوعی گوگل)

#مناقشات_قسمت_اول

@philosophyisl
August 1, 2026 1.3K 6