⬛به یاد شهرنوش پارسیپور
شهرنوش پارسیپور (۱۹۴۶–۲۰۲۶)، نویسنده و داستاننویس برجستهٔ ایرانی و خالق آثاری چون طوبا و معنای شب و زنان بدون مردان، در ۸۰سالگی درگذشت. او از صداهای جسور و تأثیرگذار ادبیات معاصر ایران بود؛ نویسندهای که تجربهٔ سانسور، زندان و تبعید را به بخشی از جهان ادبی خود بدل کرد و آثارش مرزهای میان واقعیت، اسطوره و خیال را به چالش کشید.
این گفتوگو میان شیرین نشاط، هنرمند و فیلمساز ایرانی، و شهرنوش پارسیپور، نویسندهٔ رمان زنان بدون مردان، انجام شده است؛ گفتوگویی که به انتشار، ممنوعیت، تبعید، اقتباس سینمایی و ماندگاری این رمان میپردازد.زنان بدون مردان در ابتدا از چند داستان کوتاه مستقل شکل گرفت. شخصیتهای این داستانها در نهایت به کرج میرسیدند و او بعدها داستانهای منیس و فائزه را نیز به مجموعه افزود. به این ترتیب، داستانهای پراکنده به یک رمان واحد تبدیل شدند.
رمان در سال ۱۹۸۹ منتشر شد، اما مدت کوتاهی بعد در ایران ممنوع شد. پارسیپور در این گفتوگو از برخوردهای نهادهای رسمی با کتاب و بازداشت خود سخن میگوید. پس از آن، کتاب در خارج از ایران منتشر شد و بهتدریج به اثری بینالمللی تبدیل شد؛ اثری که تاکنون به نزدیک به ۴۰ زبان ترجمه شده است.
یکی از محورهای مهم گفتوگو، واقعیت جادویی در آثار پارسیپور است. در زنان بدون مردان مرز میان واقعیت و خیال دائماً جابهجا میشود: زنی به درخت تبدیل میشود، زنی میمیرد و دوباره بازمیگردد و باغی شکل میگیرد که همزمان میتواند پناهگاه، رؤیا و نوعی بهشت باشد.
پارسیپور دربارهٔ باغ میگوید که ایدهٔ باغ در فرهنگ ایرانی سابقهای بسیار کهن دارد و مفهوم بهشت نیز با سنت باغ ایرانی پیوند خورده است. در رمان، باغ محلی است که زنان در آن از جهان بیرونی فاصله میگیرند و سرنوشتهایشان به یکدیگر گره میخورد. باغبان نیز یکی از مهمترین شخصیتهای اثر است؛ شخصیتی که پارسیپور او را به نوعی تجسم خدا میداند.
نشاط در ادامه دربارهٔ اقتباس سینمایی خود از رمان صحبت میکند. فیلم زنان بدون مردان که در سال ۲۰۰۹ ساخته شد، در فیلم، زندگی چند زن از طبقات اجتماعی متفاوت در فضای ناآرام تهران به یکدیگر پیوند میخورد.
نشاط دربارهٔ دشواری تبدیل چنین رمان سوررئال و واقعیتگریزی به سینما صحبت میکند؛ بهویژه اینکه داستان هم در فضای سیاسی و تاریخی سال ۱۹۵۳ جریان دارد و هم در باغی که کیفیتی شبیه بهشت دارد. همین تضاد، یکی از جذابیتهای اصلی اثر برای او بوده است.
«من از واژهٔ فمینیست متنفرم»
یکی از صریحترین بخشهای مصاحبه زمانی شکل میگیرد که نشاط از ارتباط رمان با وضعیت زنان ایرانی امروز میپرسد.
پارسیپور معتقد است بسیاری از مشکلاتی که زنان در ایران با آن روبهرو هستند همچنان ادامه دارند. بااینحال، او با تقلیل کتاب به یک اثر صرفاً زنانه یا فمینیستی موافق نیست. او تأکید میکند که این کتاب فقط دربارهٔ زنان نیست و مردان نیز بخشی از انسانیت و جهان آن هستند.
وقتی نشاط از او میپرسد که آیا خود را فمینیست میداند، پاسخ پارسیپور بسیار صریح است:
«من از واژهٔ فمینیست متنفرم.»
او میگوید این واژه برایش یادآور مفهوم «مردگرایی» است و ترجیح میدهد مسئله را در سطحی گستردهتر، یعنی در سطح انسان، دنبال کند. رمانی که از زمان خود عبور کرد
پارسیپور دربارهٔ ماندگاری زنان بدون مردان نیز معتقد است کتاب توانسته از محدودهٔ تاریخی و جغرافیایی خود فراتر برود. به اعتقاد او، رمان در عین اینکه کاملاً ایرانی است، ایدهها و مضامینی دارد که آن را به اثری جهانی تبدیل میکند.
هنر در زمان جنگ
در بخش دیگری از گفتوگو، نشاط و پارسیپور دربارهٔ جنگ و وضعیت ایران سخن میگویند. پارسیپور صراحتاً با جنگ مخالف است و دربارهٔ پیامدهای آن برای ایران هشدار میدهد.
در ادامه، نشاط از نقش هنرمندان، نویسندگان، فیلمسازان، شاعران و موسیقیدانان در چنین شرایطی میپرسد. هنر میتواند نقش داشته باشد.از نظر او، هنرمندان میتوانند با تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهان، به کشور خود کمک کنند و در برابر جنگ موضع بگیرند.
در پایان پاسخی که میدهد، شاید تلخترین بخش این مصاحبه باشد: او میگوید تا جایی که توانسته نوشته و دیگر چیزی برای گفتن ندارد.پارسیپور سالها در تبعید زندگی کرد و در این مصاحبه نیز از دشواریهای زندگی خارج از ایران سخن میگوید.این گفتوگو در نهایت بیش از آنکه صرفاً دربارهٔ یک رمان یا یک فیلم باشد، دربارهٔ ادبیات، تبعید، سانسور، زن، حافظهٔ تاریخی و توانایی هنر برای عبور از زمان و مرزهای سیاسی است.
شاید مهمترین ویژگی زنان بدون مردان نیز همین باشد: کتابی که در ابتدا ممنوع شد، اما به جای خاموش شدن، از مرزهای ایران عبور کرد و به زبانهای مختلف جهان راه یافت.
مشاهدهٔ مقالهٔ اصلی در ArtReview
@philooart 🔸️فیلوآرت👁🗨
5
2August 20, 2026 2K 15