درود آقای رنگو امیدوارم که حال دلت خوب باشه 🩷 من امروز با چنلت آشنا… — آقای رنگو (پسر هدفمند سابق) — TG.ME

Forwarded fromحرحرف | ربات پیامرسان

درود آقای رنگو
امیدوارم که حال دلت خوب باشه 🩷
من امروز با چنلت آشنا شدم و وقتی بیوگرافیت رو خوندم، تموم حرفات رو درک کردم... آره، منم مثل تو کم‌شنوام.
هیچ‌وقت دوران کرونا رو یادم نمی‌ره... فکر کنم برای خیلی‌ها فقط یه دوره‌ی سخت بود، ولی برای ما کم‌شنواها یه جور دیگه بود.
اون ماسک‌ها انگار نصف راه ارتباطمون رو ازمون گرفته بودن. خیلی وقت‌ها حتی با اینکه طرف مقابلم کنارم بود، نمی‌تونستم درست بفهمم چی می‌گه. نه لب‌هاش معلوم بود که از روشون کمک بگیرم، نه صدا همیشه واضح به گوشم می‌رسید.
یادمه خیلی وقت‌ها فقط نگاه می‌کردم و سعی می‌کردم از روی چند کلمه‌ای که فهمیده بودم حدس بزنم چی گفته... و چقدر خسته‌کننده بود که مدام بگی «ببخشید، دوباره می‌گید؟»
هیچ‌وقت سختی‌های مدرسه رو یادم نمی‌ره:)
نفهمیدن حرف معلم، جا موندن از توضیحات، خجالت از اینکه دوباره بپرسم «چی گفتید؟»، نگرانی از اینکه نکنه بقیه فکر کنن حواسم نیست...گاهی حتی وسط کلاس هم حس می‌کردم از بقیه عقب‌ترم، نه چون نمی‌فهمیدم؛ فقط چون شنیدن برای من به همین سادگی نبود.برای خیلی‌ها کلاس فقط یه اتاق پر از دانش‌آموز بود، ولی برای من خیلی وقت‌ها شبیه یه جای شلوغ و ساکت بود.همه با هم حرف می‌زدن، می‌خندیدن، با معلم صحبت می‌کردن و من وسط اون همه آدم، خیلی وقت‌ها فقط سعی می‌کردم بفهمم چی داره می‌گذره.وقتی صدای معلم رو نمی‌شنیدم، وقتی بچه‌ها با هم حرف می‌زدن و من نمی‌فهمیدم چی می‌گن، وقتی نمی‌تونستم توی شوخی‌هاشون همراهشون باشم... کم‌کم ساکت‌تر می‌شدم.سخت‌ترین قسمتش این نبود که بعضی حرف‌ها رو نمی‌شنیدم؛ این بود که وسط یه کلاس پر از آدم، احساس تنهایی می‌کردم.کاش یکی بهم می‌گفت: «تو تنها نیستی، فقط دنیا برای شنیدنِ تو یه کم سخت‌تره.»
می‌دونم چه حسی داره وقتی توی جمع فامیل و آشناها هستی و حس می‌کنی بعضیا بهت نگاه ترحم‌آمیز دارن و با اینکه همه دارن عادی با هم حرف می‌زنن، تو باید چند برابر بقیه تمرکز کنی تا فقط بفهمی چی دارن می‌گن.
سخته وقتی بعضی وقتا یه چیزی رو اشتباه می‌شنوی و بقیه می‌خندن، در حالی که خودشون نمی‌دونن تو چقدر تلاش کردی که فقط بتونی توی اون جمع همراهشون باشی.
حتی داشتن سمعک هم همیشه آسون نیست...
یه وقتایی دوستش داری چون بدون اون خیلی چیزها رو نمی‌شنوی، یه وقتایی هم ازش خسته‌ای و با خودت می‌گی «کاش منم مثل بقیه بودم و بهش احتیاج نداشتم.»گاهی هم دلت می‌خواد فقط بذاریش کنار و برای چند ساعت اصلاً به شنوایی، صداها و اینکه «شنیدی یا نه» فکر نکنی.
شاید برای خیلی‌ها کم‌شنوا بودن فقط یعنی «خوب نشنیدن»، ولی برای خودمون می‌دونیم که ماجرا خیلی بیشتر از این حرفاست.
می‌دونم چقدر سخته وقتی چند بار می‌گی «چی گفتی؟» و یا از بقیه بخوای حرفشون رو تکرار کنن ، آخرش از خجالت یا خستگی ترجیح می‌دی دیگه نپرسی و وانمود کنی فهمیدی.
و اون نگاه‌ها... نگاه‌هایی که شاید بعضی‌ها از روی دلسوزی باشه، ولی برای ما گاهی فقط یه چیز رو یادآوری می‌کنه؛ اینکه با بقیه فرق داریم.
گاهی آدم حتی از ترحم هم خسته می‌شه. نه اینکه نخوای کسی درکت کنه، فقط دلت می‌خواد یک بار هم که شده کسی باهات مثل یک آدم معمولی رفتار کنه؛ نه کسی که باید بابت کم‌شنوا بودنش بیشتر مراقبش بود یا دلش براش سوخت.
منم مثل تو روزهایی داشتم که از خودم پرسیدم «چرا من؟» روزهایی که آرزو کردم ای کاش فقط یک بار می‌تونستم بفهمم زندگی بدون این دغدغه‌ها چه شکلیه. روزهایی که از نگاه بقیه خجالت کشیدم، خودمو مقصر دونستم و حتی سعی کردم کم‌شنوا بودنم رو از بقیه پنهان کنم.
اما فکر می‌کنم یه چیزی رو باید کم‌کم یاد بگیریم؛ اینکه کم‌شنوا بودن قرار نیست تمام چیزی باشه که ما هستیم.
ما قبل از اینکه کم‌شنوا باشیم، آدمیم. با کلی آرزو، هدف، علاقه، ترس، استعداد و رویا.
شاید مسیر بعضی چیزها برای ما سخت‌تر باشه، شاید مجبور باشیم بیشتر تلاش کنیم، بیشتر توضیح بدیم و گاهی بیشتر خسته بشیم؛ ولی این به این معنی نیست که قرار نیست به چیزهایی که می‌خوایم برسیم.
خواستم اینا رو بهت بگم چون وقتی نوشته‌هات رو خوندم، برای اولین بار حس کردم یکی دیگه هم دقیقاً می‌فهمه بعضی از این حس‌ها یعنی چی و انگار یکی داشت چیزایی رو می‌گفت که من سال‌ها توی خودم نگه داشته بودم.
نمی‌دونم این پیام چقدر برات مهم باشه یا اصلاً تا آخرش بخونیش یا نه :)
ولی دلم خواست بهت بگم که تنها نیستی🫂
از طرف یه کم‌شنوا، که می‌فهمه «چی گفتی؟» فقط یه سؤال ساده نیست. 🫠
❤245💔20❤‍🔥3🍓3
September 6, 2026 5.8K 6 37