سلام شبتون به خیر دوستان عزیز حدودا شش ماهی میشه که مامان رو از دست دادم و حال غریب و وحشتناکی که هیچ روز این شش ماه دست از سرم برنداشته .. هر بار که دلم می خواست از این تجربه ی خیلی غم انگیز اینجا صحبت کنم و جمله بندی ها رو طوری بنویسم که عمق درد از دست دادن مادر درست ادا بشه، وسط کاری پشیمون می شدم. به خودم می گفتم بذار دردش کمی کم شه ، بعد .. توی ذهنم جملاتو می ساختم اما باز اصل مطلب اون جوری که باید گفته بشه، در نمیومد .. تا این فیلمو دیدم 😢 چه خوب گفتن خانم میر علمی! .. راستش من هر بار مشکلی واسه مامان پیش میومد، یا توی احوال پرسیا با پگاه صحبت می کردم .. پگاه جان محبت داشتن راهنماییم می کردن که چه کار کنم ، از چه دارویی استفاده کنم .. پیش چه دکتری ببرم .. گاهی از فراموشی های مامان می گفتم .. از سختی مسیر .. گاهی گلایه ... پگاه دلداری می داد و تهش می گفت سمیر راه سختیه ..اما حواست باشه روزی دلتنگ همینا میشی ... باز روزای اخر اگر پگاه نبود خیلی برام همه چی سخت تر میشد .. ممنونشم .. برای همه ی راهنماییهاش .. برای همه ی دلداری دادناش ❤️🙏 مادراتونو سفت بغل کنید اگر عاشقشید بهش بگید و کیفشو ببرید❤️
1.14K
238
214
5