این مقاله ترازنامهای انتقادی از تجربهها، سنتها و بنبستهای چپ جهانی در نسبت با نقش روشنفکران ارائه میکند. نقطهی عزیمت آن، بحران چندلایهی چپ در جهان معاصر است: افول سوسیالیسم دولتی، سازگاری بخشهایی از سوسیالدموکراسی با نولیبرالیسم، پراکندگی چپ نو و دشواری تبدیل انرژی جنبشهای اجتماعی به نهادهای دموکراتیک و پایدار. مقاله نشان میدهد که بحران چپ را نمیتوان صرفاً به شکست سوسیالیسم واقعاً موجود یا هژمونی نولیبرالیسم فروکاست، بلکه باید آن را در سه سطح نظری، اجتماعی و نهادی فهمید: ناتوانی در گسست از جزماندیشی، ضعف در پیوند با نیازهای ملموس مردم، و دشواری سازمانیابی دموکراتیک.
____________
👈متن کامل

August 20, 2026 4.3K 68