بابام به زور منو نشوند پای سفره‌ی عقد یه آقازاده و من برای نجات جون… — پی دی اف رمان •🌙🧚‍♀• — TG.ME

بابام به زور منو نشوند پای سفره‌ی عقد یه آقازاده و من برای نجات جون عشقم، مجبور شدم «بله» بگم!💔 من سانازم؛ تک‌دختر و وارث خاندان جهانبخش‌ها که با خوشگلی و شیطنتام دل مردا رو می‌لرزوندم، اما از نوجوونی دلم فقط پیش یه نفر گیر کرد: احمد… خان‌زاده‌ی جذاب و هات طردشده‌ از ترکیه که با خانوادش تو خونه‌ی سر…

August 29, 2026 1.1K