رمان: #فرار_کن_خرگوش_کوچولو ژانر: #دارک #صحنه_دار خلاصه: قرار بود شب… — PDF.Roman — TG.ME

رمان: #فرار_کن_خرگوش_کوچولو ژانر: #دارک #صحنه_دار خلاصه: قرار بود شب هالووین توی کارناوال فقط بهمون خوش بگذره، اما آخرش تموم شب یه غریبه‌ی نقاب‌دار دنبالم بود و ولم نمی‌کرد. توی خونه‌ی ارواح پیدام کرد و همون‌جا اولین لمس اجباریش رو تجربه کردم. کنار سرسره بادی گیرم انداخت و با دهنش و چاقوش کاری کرد که با وجود تمام تلاشم برای متنفر بودن ازش، باز هم حس خوبی بهم دست داد. وقتی هم توی جنگل دنبالم کرد و مدام صدام می‌زد «طعمه‌ام»، نمی‌دونستم این ترسه که باعث می‌شه تندتر بدوم یا هیجان و انتظارِ چیزی که قراره اتفاق بیفته. علایقش عجیب و باورنکردنی بود؛ تاریک، افراطی و منحرف. و همه‌ی اون‌ها فقط برای من بود. منو «خرگوش کوچولوش» صدا می‌زد. بهم گفت فرار کنم. دلش می‌خواست دنبالم بیاد، شکارم کنه. و وقتی بالاخره گیرم می‌انداخت، هر کاری که دلش می‌خواست باهام انجام می‌داد. #جدید

❤10👍1
July 10, 2026 5.5K 138