با ماشین وارد گاراژ خانه شدم. درِ گاراژ را بستم.
و به اندازهٔ سه ترانه در ماشینِ خاموش نشستم.
با خودم فکر کردم: اندوه گاهی به شکلِ
«نشستن-در-ماشینِ-خاموش» است، به شکلِ «جایی-نرفتن».
• ابراهیم سلطانی
@letterssto
Forwarded fromدنیای نامهها
June 22, 2026 429 7