رفتم دفتر یکی از دوستان، داشتیم کار می‌کردیم که یه دفعه سنگینی یه… — پارس توییت — TG.ME

رفتم دفتر یکی از دوستان، داشتیم کار می‌کردیم که یه دفعه سنگینی یه نگاه رو روی خودم حس کردم، برگشتم و همینطور که چشم تو چشم شدیم، زمان و مکان رو گم کردم.

✍ خیال‌باز
🤣3.43K😍81🗿51❤38😭12👍8👎5
۲۹ مهر ۱۴۰۵ ۴۱٫۲ هزار ۵۷۸