لبخند پسر کوچکتر برای ثانیه ای کم رنگ شد و بعد خیلی عمیق تر از قبل به… — 𝐏𝐚𝐧𝐢𝐤𝐚𝐦𝐦🦋🌙 — TG.ME

لبخند پسر کوچکتر برای ثانیه ای کم رنگ شد و بعد خیلی عمیق تر از قبل به صورتش برگشت!
سرش رو کج کرد و زمزمه کرد:


_نگفتیش...
«شی» رو!

چشم های جیمین برای چند لحظه بهش خیره موند و بعد ناخودآگاه لبخند شرمگینی روی لبش جا خوش کرد.
و بله...
اونشب «شی» رو از ته اسمش انداخت.
از زبونِ جونگکوک، «جیمین» رو خیلی بیشتر از «هیونگ» شنید.
هر لحظه عمیق تر از قبل بوسیده شد و تنش...بارها و بارها بین ملافه های تخت پسرک رقصید!
چرا که جئون جونگکوک دیگه یک همبازی ساده نبود...
حالا اون دوست پسرش بود!



~~~~~~

نظرتونو کامنت کنید 🤭🫶🏻
❤10
August 31, 2026 50 38 2