طفلی که با مکیدن انگشت خو گرفت
#صائب_تبریزی
از مسائلی که در شعر صائب به وفور قابل ملاحظه است، استغنا و بینیازی اوست، و اغلب از جنس آدمیزاد است. این استغنا و بینیازی گاه با لحنی ملین و آرام و گاه با لحنی تند و تعریضدار و شکوهدار بیان میشود. برای مثال:
با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است
با لبان خشک مردن بر لب دریا خوش است
و
از دم تیغ است پشت تیغ بیآزار تر
هرکه میگرداند از ما روی ممنونیم ما
یا
سر زلف تو نباشد سر زلف دگری
از برای دل ما قحط پریشانی نیست
یا
زنده و مرده به وادید ز هم ممتازند
ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
یا
نترسم که با دیگری خو کنی
تو با من چه کردی که با او کنی
یا
فرامشی ز فراموشی تو میخیزد
اگر تو یاد کنی یاد میکنیم تو را
