صائب! ز ناز دایهٔ بی‌مهر فارغ است طفلی که با مکیدن انگشت خو گرفت… — شهاب الدین انوری — TG.ME

صائب! ز ناز دایهٔ بی‌مهر فارغ است
طفلی که با مکیدن انگشت خو گرفت

#صائب_تبریزی


از مسائلی که در شعر صائب به وفور قابل ملاحظه است، استغنا و بی‌نیازی اوست، و اغلب از جنس آدمیزاد است. این استغنا و بی‌نیازی گاه با لحنی ملین و آرام و گاه با لحنی تند و تعریض‌دار و شکوه‌دار بیان می‌شود. برای مثال:

با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است
با لبان خشک مردن بر لب دریا خوش است

و

از دم تیغ است پشت تیغ بی‌آزار تر
هرکه می‌گرداند از ما روی ممنونیم ما

یا

سر زلف تو نباشد سر زلف دگری
از برای دل ما قحط پریشانی نیست

یا

زنده و مرده به وادید ز هم ممتازند
ما نبینیم کسی را که نبیند ما را

یا

نترسم که با دیگری خو کنی
تو با من چه کردی که با او کنی

یا

فرامشی ز فراموشی تو می‌خیزد
اگر تو یاد کنی یاد می‌کنیم تو را
❤‍🔥3
July 1, 2026 412 7