اِکستاسیس/Ekstasis: post #304 — TG.ME

«اما چگونه این را از سر گذاشتم؟ چگونه از این زخم‌ها برگذشتم و بر آن‌ها چیره شدم؟ چگونه روان‌ام دیگربار از این گورها برخاست؟ آری، چیزی رویین و در-گور-نرفتنی در من است، چیزی صخره‌شکن، یعنی اراده‌ی من. او آرام و پابرجا از خلال سالیان می‌گذرد. او، آن اراده‌ی دیرسال‌ام، بر پاهایِ من به راهِ خویش می‌رود: نهادش آهنین‌دل است و رویین. تنها پاشنه‌ام رویین‌ است. هنوز زنده‌ای و همانی که بودی، ای شکیباترین! هنوز گورها را همه برمی‌شکافی و برمی‌آیی. بازمانده‌ی جوانی‌ام هنوز در تو زنده است و تو اینجا پُرامید، چون زندگی و جوانی، بر ویرانه‌هایِ زردگون گورها نشسته‌ای. آری، تو هنوز برای من شکافنده‌ی همه‌ی گورهایی. درود بر تو، اراده‌ی من! تنها آنجا که گورها باشند رستاخیزی هست». از سرود عزا در چنین گفت زرتشت، فردریش نیچه، ترجمه‌ی داریوش آشوری @Outsideitself

❤77
August 8, 2026 2.1K 44