اِکستاسیس/Ekstasis: post #302 — TG.ME

«میل به رنج‌. وقتی به میل به انجام کاری فکر می‌کنم، این‌که چطور دائماً میلیون‌ها جوان اروپایی را که نمی‌توانند ملال و خودشان را تحمل کنند تحریک و تحریض می‌کند، درمی‌یابم که آن‌ها باید شوقی به رنج‌بردن از چیزی داشته باشند تا رنج‌شان را به دلیلی مطلوب برای فعالیت، و برای اعمال‌شان، تبدیل کنند. یعنی به [این] نیازمندی نیاز دارند. از این‌جاست غوغای سیاست‌مدار؛ از این‌جاست بسیاری «فوریت‌ها»ی کاذب، جعلی و اغراق‌آمیز و آمادگی کورکورانه برای باورکردن آن‌ها. این دنیای جوان طالب آن است که نه خوشبختی بلکه بدبختی از راه برسد یا از بیرون مرئی شود؛ و تخیل آن پیشاپیش مشغول تبدیل این بدبختی به هیولایی است که بعد بتواند با آن مبارزه کند. اگر این معتادانِ درد در خودشان قدرتی احساس می‌کردند برای اینکه بتوانند خیری از درون به خود برسانند، کاری برای خود بکنند، می‌دانستند چه‌طور دردِ خودشان را ایجاد کنند. آن‌گاه ابداعات‌شان می‌توانستند بهتر باشند و ارضاهای‌شان همچون آهنگی دلپذیر به نظر می‌رسیدند، حال آن‌که اکنون دنیا را با هیاهوی‌شان درباره‌ی درد، و در نتیجه، اغلب با احساس درد پُر می‌کنند. آن‌ها نمی‌دانند با خودشان چه کنند، برای همین بدبختیِ دیگران را بر دیوار نقاشی می‌کنند؛ و همواره نیازمند [این] دیگران‌اند! و دائماً دیگرانِ دیگری! عذر می‌خواهم، دوستان، من جسارت ورزیده خوشبختیِ خود را بر دیوار نقاشی کرده‌ام». از دانش شاد، فردریش نیچه، ترجمه‌ی رضا ولی‌یاری @Outsideitself

❤43
July 20, 2026 2.2K 32