کوئنتین اسکینر بهدرستی به دوسویگیِ موجود در Prince ماکیاولی اشاره میکند. Prince در ماکیاولی هم ناظر به یک فرد است و هم ناظر به یک اصل. درواقع Prince و Principle همریشهاند. Prince کسیست که اصلی بنا میگذارد. در ترجمهی فارسی این ارتباط قطع میشود؛ اولی را ترجمه میکنیم به شهریار و دومی را به اصل و اساس. توجه به همریشه بودنِ اینها بسیار مهم است. از همین روست که فیالمثل آنتونیو گرامشی نیز وقتی از The Modern Princeیا شهریار جدید/مدرن سخن میگوید دارد از طبقهی کارگر حرف میزند. و این یعنی پیوندی هست میانِ اصل و آن که اصل را پیش میگذارد. مینیسریالِ مرگ با صاعقه (Death by lightening) (۲۰۲۵) به کارگردانی مت راس زندگی و مرگ بیستمین رئیسجمهور ایالات متحدهی آمریکا، جیمز آبرام گارفیلد (۱۸۳۱-۱۸۸۱) را به تصویر میکشد. فرماندهی نظامیِ هوادار آبراهام لینکلن و لغو بردهداری و نمایندهی جمهوریخواه کنگره، که بسیار ناگهانی و از مجرایِ یک سخنرانیِ سیاسی به سطحِ نامزدی حزب برکشیده میشود. در آن چند دقیقهی طوفانی سخنرانیْ گارفیلد، تو گویی در مقام یک پرنس، روح فلجِ جمهوری را خطاب قرار میدهد و در پی آن است که اصل آزادیِ همگان (لغو تمامِ مظاهر بردهداری) و لزوم اصلاحات اساسی در جمهوری را دوباره پیش بگذارد. او خود را در همگان مییابد و همگان خود را در او. در عمر کوتاه ۲۰۰ روزهی ریاستجمهوریاش با الیگارشیِ اقتصادی حاکم میستیزد و در پیِ آن است تا با اقلیتزداییِ اقتصادی و سیاسی از جمهوری، بر روحِ همگانخواهِ جمهوری، که دیرزمانیست از کار افتاده، بدمد. در کردارِ همگانخواهانهاش نیز سختگیر و درعینحال بخشنده است. رویارویی با معاونش، چس آرتور، این را نشان میدهد؛ حرکتدادنش از سمتِ الیگارشی به سمت جمهوری. گارفیلد بر حسبِ بداقبالی غریبی ترور میشود و میمیرد. درحالیکه تنها چند ماه است که از ریاستجمهوری نامتعارف او میگذرد. پرسش از سوژهی سیاسی یا حامل/حاملانِ یک اصل پرسشی زنده و همواره است. در دهههای اخیر و با تجارب جنبشهای اجتماعی بعد از مِی ۱۹۶۸، سوژهی سیاسی غالباً جمعی، گاه متمرکز و گاه پراکنده، فرض شدهاست. اما بهنظر نمیرسد که چیزی از اقبالِ مردمیِ سوژههای سیاسی فردی نیز کاسته شده باشد؛ سوژهی سیاسی فردی و جمعی اغلب همپایِ هم پیش میروند و به هم نیاز دارند. خلأ هیچیک را دیگری نمیتواند پُر کند. زمان شهریارهایِ جدید و شهریاریهایِ نو؛ زمانِ حامل/حاملان اساسی نو. نو به این معنا که اصلی یکسر جدید پیش گذارد و یا اصلی مغفول را زنده گرداند. @outsideitself
26
2