(اسماعیل شناور میشود
آنسان که بیابانی* از کتابهایی رو به زوال،
بر فراز ِ او ماهی است که شمشیر به خود بسته است
و رفته است اشترانِ خود را بکَشد..)
...و منم راندهٔ همهٔ قبایل*
*بیابان ـ گردنبندی از شنها، و کاروانها رشتهٔ آن..
*بیهوده میجویی آن دوست خود را/ او در گذشت، و آن خانه کَش پناه داده بود نیز مرده است/ دیدار او را راهی بکَن ، در قلب ِ بازماندهات ـ
اما گمان میبری که دلْ خواهد ماند؟
آدونیس/ اسماعیل/ترجمهٔ موسی اسوار
@out_of_harmon

June 12, 2026 1.4K 14