راهبی از بوداپرسید: قدرتمندترین و روشناییبخشترین چیست؟ بودا گفت: فروتنی و نرمی قدرتمندترین است زیرا هیچگونه افکار اهریمنی در آن نیست؛ و بعلاوه، پُر از آرامش و نیرو است. چون از تمایلات اهریمنی آزاد است، بهیقین مورد ستایش همگان است تفسیر اشو: قسمت چهارم … و بعلاوه، پُر از آرامش و نیرو است. معیار قدرت باید آرامش باشد. انسان قدرتمند مطلقاً در استراحت است، هیچگونه بیقراری در او نیست. زیرا بیقراری چیزی جز اتلاف انرژی نیست. وقتی احساس بیقراری میکنی، انرژی ازدست میدهی. بنابراین، در شرق انسان مراقبهکننده نماد قدرت است. وقتی کسی مراقبه کند، تمام بیقراریهایش را ازدست میدهد. افکار او متوقف میشوند، حرکات بدنی او ساکن میشوند؛ مانند یک مجسمهی مرمرین میشود: کاملاً ساکن و بیحرکت. در آن لحظه او منبعی از انرژی است؛ بسیار قدرتمند است. اگر میبینید شخصی مشغول مراقبه است، کنار او بنشین، و نفع خواهی برد. با نشستن در کنار کسی که در حالت مراقبه است، تو نیز وارد مراقبه میشوی. انرژی او تو را از پریشانی و آشفتگی خودت بیرون میکشاند. مراقبه چیزی نیست جز استراحت مطلق. چگونه این استراحت مطلق را به دست بیاوری بستگی به عوامل بسیار دارد. هزارویک راه و روش برای خلق آرامش وجود دارد. روشهای خود من چنین هستند که: نخست مایلم شما تا حدممکن بیقرار شوید، تا چیزی در درونتان پنهان نمانده باشد؛ وقتی بیقراریها بیرون ریخته شد، آنگاه وارد استراحت خواهید شد. و هیچ مانع و اختلالی وجود نخواهد داشت؛ آسانتر خواهد بود. در زمان بودا نیازی به این روشهای پویا(مراقبه پویا) وجود نداشت. مردم سادهتر و اصیلتر بودند؛ یک زندگی واقعیتر را زندگی میکردند. امروزه زندگی مردم بسیار سرکوب شده است، یک زندگی بسیار غیرواقعی را زندگی میکنند. وقتی نمیخواهند لبخند بزنند، لبخند میزنند. وقتی خشمگین هستند، ظاهری مهربان را نشان می دهند. مردم دروغین شدهاند؛ تمام الگوی زندگی دروغین شده است. تمام فرهنگ یک دروغ بزرگ شده است. مردم فقط نمایش میدهند، زندگی نمیکنند. بنابراین، پیوسته عقدههای فراوان، تجربههای ناتمام را در ذهن خود انبار و انباشته میکنند. بنابراین، فقط نشستن در سکوت کمکی نخواهد کرد. لحظهای که در سکوت بنشینی، خواهی دید که انواع و اقسام چیزها در درونت حرکت میکنند. احساس میکنی که ساکت شدن ذهن تقریباً ناممکن است. نخست باید آن چیزها را به بیرون پرتاب کنی تا بتوانی به وضعیت طبیعی استراحت برسی. و مراقبهی واقعی فقط وقتی شروع میشود که تو در استراحت باشی. تمام مراقبههای پویا مراحل آمادگی هستند، برای مراقبهی واقعی. اینها فقط پیشنیازهای اساسی هستند تا مراقبه بتواند اتفاق بیفتد. اینها را بعنوان مراقبه درنظر نگیرید؛ اینها فقط مقدمه هستند، فقط یک پیشنیاز. مراقبهی واقعی فقط وقتی شروع میشود که تمام فعالیتها متوقف شده باشند ـــ فعالیتهای بدنی و فعالیتهای ذهنی. آن قدرت که بودا در مورد سخن میگوید، قدرتی است که وقتی هیچ کاری با انرژیات نمیکنی و فقط در حضورش لذت میبری: یک لذت محض از پرانرژی بودن…. لذتی محض که یک درخت جوان و سرسبز دارد، لذتی که یک ابری شناور در آسمان دارد؛ لذتی که یک گل نیلوفرین دارد؛ لذتی که خورشید پس از رفتن ابرها دارد. فقط لذت محض از پرانرژی بودن: سرزنده و شاداب و مرتعش بودن. وقتی که انرژی خودت را صرف هیچ هدف خاصی نمیکنی؛ وقتی که خودِ انرژی شروع میکند به حرکت در یک خط عمودی به سمت بالا. اگر انرژی خود را صرف کار یا فعالیتی کنی، در یک خط افقی حرکت میکند. آنوقت میتوانی خانهای بزرگ بسازی، میتوانی پول بیشتری داشته باشی، اعتبار بیشتری کسب کنی و امثال اینها. وقتی انرژیات را به کاری بیندازی، در خطی افقی حرکت میکند. وقتی انرژی را صرف کاری نکنی، فقط از حضور آن لذت میبری، از اینکه وجود دارد خوشحال هستی؛ آنگاه در خطی عمودی حرکت میکند. من نمیگویم که کارکردن را متوقف کنید. میگویم لحظاتی از حرکت عمودی را نیز داشته باشید. خط افقی اشکالی ندارد، ولی کافی نیست. برای زندگی لازم است ـــ ولی انسان فقط برای نان زندگی نمیکند. میتوانی توسط خط افقی نانی به کف آری؛ ولی عشق، مراقبه، خداوند، نیروانا ـــ اینها در خط عمودی وجود دارند. پس گاهی بنشین؛ هیچ کاری نکن. با نشستن در سکوت و هیچ کاری نکردن، چیزی در درونت رشد میکند: منبعی از انرژی خواهی شد و با لذتی ناشناخته شروع به تپیدن خواهی کرد. وقتی سرشار از انرژی باشی، با تمامیت هستی در تماس خواهی بود. و وقتی تماسی برقرار باشد، سرشار از انرژی هستی ادامه دارد...... #اشو آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل پنجم #برگردان_محسن_خاتمی @oshoi
19
1
1