و چه شبهایی که دلم میخواست باشی و برایت پرحرفی کنم. با شوقِ اینکه تو گوش میدهی، خیره در چشمانت، از همهچیز، از مهمترین تا بیهودهترین چیزها بگویم؛ اما تو نبودی و من به بیکسی، سکوت و زانوهایی که از قدمزدنهای تنهایی خسته بودند، پناه بردم.
August 29, 2026 32