سپیده
لقبش مجیشن(توی دنیاشون کسی که کارای جادویی برای نمایش انجام میده مثل درست کردن آتیش و کنترل آب)
تیپ شخصیتیش infp
۱۹ سالشه
یه خورده ترسوئه، عاشق هنرهه(تئاتر و اینا)، به دور از چشم خانوادهاش هم کارای نمایشی یاد گرفته و هم جادو
موهاش سفیدهه در اصل ولی به خاطر افسردگی و فشار خانواده که بیشتر «عادی» باشه و جلب توجه نکن این رنگی شده.
خب این یکی یکوچولو داستانش طولانیه...
بچهی سوم خانوادهای به شدت مذهبی و سختگیر. خواهر/برادر(اینا تو دنیاشون جنسیت ندارن) اولش تمام تلاششو کرده که طبق خواست والدینشون باشه ولی دومی وقتی دانشگاه قبول شده از خونه رفته و دیگه برنگشته(که البته روزی که رفت خونواده پرتش کردن بیرون) برای همینم این بچه تصمیم گرفت که تا جایی که میتونه آسه بره آسه بیاد که کسی نخواد چیزی بهش بگه و خودشو اونقدر عوض کرد که موردپسند خونوادهاش باشه که دیگه خودی براش نموند.
ولی حالا که برای درسش رفته یه شهر دیگه و دور از خانوادهاشه تصمیم گرفته بیاد با همون خواهر/برادر بزرگتر که فرار کرد زندگی کنه و بره توی زمینههای هنری و جادویی که خونوادهاش اجازه نمیدادن کار کنه و کنارش درسشم بخونه که در دهن خانواده رو ببنده.
از قضا خونهی خواهر/برادرش بغل آذره
اون خواهر/برادر بزرگترش که همسایه و دوست آذره بلونده
Forwarded fromSasha_Timey
September 5, 2026 28