انگار همه‌چیز از حماقت خودش شروع شده بود... احمقانه بود؛ حالا در… — ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌‌𝖶𝗂𝗅𝗍𝖾𝖽 𝚬𝖽𝖾𝗇 — TG.ME

انگار همه‌چیز از حماقت خودش شروع شده بود... احمقانه بود؛ حالا در باتلاقی دست‌وپا می‌زد که به دست خودش ساخته بود. هرچه بیشتر تقلا می‌کرد، عمیق‌تر فرو می‌رفت؛ گویی هیچ راه گریزی از عواقب تصمیمی که گرفته بود، وجود نداشت. خودش خواسته بود. خودش آن حرف‌ها را به زبان آورده و با دست‌های خودش همه‌چیز را وی…

September 30, 2026 546 8