کانل و مریان، دو نوجوان در یک شهر کوچک ایرلندی که از دو طبقهی اجتماعی کاملاً متفاوتن، کانل محبوب و از خانوادهای معمولی، مریان منزوی اما از خانوادهای ثروتمند. رابطهای مخفیانه بینشون شکل میگیره که تا سالها، از دبیرستان تا دانشگاه ترینیتی دوبلین، ادامه پیدا میکنه؛ گاهی نزدیک، گاهی از هم جدا، همیشه با سوءتفاهمها و ترس از آسیبپذیری که مانع میشه حرف دلشون رو بزنن. رونی با نثری فوقالعاده ساده و بیتزئین، عمق پیچیدهی یک رابطه، قدرت طبقاتی، و تنهاییای که حتی در نزدیکترین روابط هم میتونه وجود داشته باشه رو به تصویر میکشه.
https://t.me/Amygdalanotes7
