https://t.me/noteaval قلب من خانهی زنی تنهاست که بغل میکند جنونش را که در آغوش میکشد هر شب گریهی کودک درونش را قلب من کودکی کهنسال است که بلد نیست کودکی بکند کودکی که هنوز میترسد اشتباهات کوچکی بکند قلب من قلب دختری ترسوست که از آغاز درد میترسد از پدر، از نگاه، از خشمش از کمربند و مرد میترسد عشق را دیده است تنها در جای خالی جملهسازیهایش مادری شاد و خوب و خوشبخت است در خیالات و خالهبازیهایش قلب من کودکی سر راهیست که زنی نیمهشب رهایش کرد هر کسی را که ذرهای زن بود زیر لب «مادرم» صدایش کرد قلب من مادری فداکار است روز و شب پای گاز میسوزد روی لبهای خستهاش اما باز لبخند تازه میدوزد قلب من یک زن میانسال است از شروع جدید میترسد در سیاهی روزگارش از کشف موی سفید میترسد قلب من جانماز پیرزنیست که طلب میکند بهشتش را که پس از سالها پذیرفته بیکسیهای سرنوشتش را قلب من آن بنای تاریخیست که گذشت زمان خرابش کرد قلعهای با شکوه و برفی بود که زمان چکهچکه آبش کرد پرم از ضجهی زنانی که ترسهای بزرگ میزایند میشناسند جای زخمم را برههایی که گرگ میزایند بغلم کن هنوز میترسم ترسهایم درندهام بکنند بغلم کن که مردهام، شاید بوسههای تو زندهام بکند شعر از رویا ابراهیمی
Telegramنت اولعلیرضا حیدری دانش آموخته آهنگسازی و ادبیات @Alirezaheydari1980 0919/2345/380 09128477792نت اول: post #1324 — TG.ME
August 11, 2026 369