آواي عطش مي‌آيد از خيمه طفلان ترسم که در این بی آبی شش ماهه دهد جان… — نوحه های اصیل یزد — TG.ME

آواي عطش مي‌آيد از خيمه طفلان ترسم که در این بی آبی شش ماهه دهد جان يك علقمه خون مي‌بارد از ديده گريان آبي برسان عباسم اين غائله بنشان 〰〰〰〰 هر گوشه گلي در صحرا سوزان و پريشان بر دامن بي‌تابي چون آتش شده پيچان برخيز و مرا ياري كن اي پشت و پناهم آبي برسان آبي برسان آبي اي سردار سپاهم اي ماه تابان حرم، سقاي عطشان حرم شش ماهه سوزد ز عطش، زينب مي‌گريد ز غمش 〰〰〰 فرياد سرخي در درون سينه برپاست بهر اسارت‌ها روان خون مهياست آتش به جان دارد ز بيداد عطش عشق چون لاله مي‌سوزد ز سوداي عطش عشق اين‌جا شراره در جان گل‌هاست اين‌جا شراره بر جان گل‌هاست آلاله بي‌سر، پروانه تنهاست صدپاره از تيغ جفا فرزند زهراست داغ فراغش تا ابد بر جان دنياست بي‌يار و بی ياور حسين افتاده از پا از پيكرش سر مي‌بُرد دستان اعداء آتش به جان دارد ز بيداد عطش عشق چون لاله مي‌سوزد ز سوداي عطش عشق دشت بلا را ، فصل تماشاست غمنامه ی عاشورا غم نامه ماست آزادگي در دنيا فرياد مولاست 〰〰〰〰〰〰〰 #نصرآباد۹۸ #محمدرضا_باغبان_زاده @noheyazd

June 17, 2026 2.3K 28