تویِ منا روز و شب
روضه گرفتم برات
گریه میکردم برا
خشکی روی لبات
آه،یادم نرفته کربلارو
آه،غریب روی نیزه هارو
آه،طعنه ی قومِ بی حیا رو
یادم میاد صدامو بین آتیش بین آتیش بین آتیش
دیدم من عمه هامو بینآتیش بینآتیش بینآتیش
واویلا وا حسینا واحسینا واحسینا واحسینا
میون روضه بلند
صدای فریادمه
کنج خرابه ی شام
رقیه رو یادمه
آه،مارو به یه سلسله بستن
آه،شامیا خیلی خیلی پستن
آه،حرمت عمه رو شکستن
شعله شبیه بابام،روسرمریخت روسرمریخت روسرمریخت
خاکستر از روی بام،روسرمریخت روسرمریخت روسرمریخت
Forwarded fromیا خَیرَ المَسئولین
5June 2, 2025 925 11