✍🏻
سوالات نیمهشب
در کتابی درباره میانسالی نوشته بود صبح روزی در چهل و چندسالگی از خواب برخاسته، شکم برآمده و افتادگی پوستش را دیده و احساس کرده گرگوری سامسا (شخصیت اصلی داستان مسخ) است.
خواندن کتاب را برای این شروع کرده بودم که تعریق شبانه اجازه نمیدهد خوب بخوابم. برای زنها این نشانه ورود به میانسالی است. من بیش از اینکه گرگوری سامسا را به یادبیاورم سنکا را میشنیدم که به لوسیلیوس میگوید لازم نیست از مرگ بترسد یا انتظارش را بکشد چون ما از زمانی که به دنیا میآییم «هر روز قدری میمیریم»؛ نه میشود برایش عجله کرد و نه میتوان از آن گریخت.
بدنهایمان یادآوری میکند که وسط راه هستیم. امکان تخیل و رویا و تجربۀ «شگفتی» کاملاً محدود شده. درمجموع، پنجره امکانها، خاصه باتوجه به شرایطی که در آن هستیم، تا حدود زیادی بسته شده و باید برای فقدانها آماده شد. فقدان خواب عمیق و پیوسته...
سوالات نیمهشب: «همهاش همین بود؟»
اسمش را «بحران میانسالی» گذاشتهاند. شما به هر ضرب و زوری جوانی را کش بدهید، بالاخره میآید. بدن زنها درهر مورد «ضعیف» باشد، اینجا ساعت شماطهدار دقیقی است. ضمن اینکه رشد بهداشت و کاهش خطرات بارداری و زایمان باعث شده امروز بیش از هرزمان دیگری، شمار بیشتری از زنان میانسالی را تجربه کنند و چه پولی که نمیشود پارو کرد از این «بحران».
مراحل پذیرش میانسالی را با مراحل سوگ مقایسه میکنند: انکار؛ سرکوب؛ خشم ؛ چانهزنی؛ افسردگی و البته اگر سرسلامت عبور کنیم و در یکی از این مراحل گیرنیفتیم، نهایتاً «پذیرش».
پذیرش اینکه میانسال هستیم و عینک لازم داریم. تعداد بسیار محدودی از رویاها و آرزوهایمان امکان محقق شدن داشتهاند، امکانهایی برای همیشه از دست رفتهاند و سهم من کمابیش همین است که در بشقابم دارم.
تکرار و ملال جای هیجان شگفتی را گرفته، ولی نمیشود منکر لذتِ چشیدنِ برخی تغییرات شد.
کم شدن شگفتی جلوی شیفتگی را میگیرد؛ حالا در هر زمینهای که باشد و این جزو عمیقترین تجربههای انسانی است. وجودت «جایی» آرام گرفته و از آن-جا نگاه میکنی. در «حد وسط» ارسطویی، میان شور اولینها و سوگ آخرینها. به فضیلت صلح باخودت میرسی. هم خودت میپذیری و هم دیگران که همین هستی که هست و فشار و نظارت اجتماعی برای تبدیل کردن تو به زنِ خواستنی و خوب چنان محوشده توگویی هرگز نبوده است.
تقریباً نامرئی میشوی مثل بچه وسطی خانواده. تو را باخودت و به خودت وامیگذارند و این موقعیت هم ناآشنا و عجیب است، هم جذاب. وضعیت بینسخهای است. حتی پزشکی زنان هم برنامه خاصی برایش ندارد. انگار که ذهنات برای اولین بار دارد بادقت به خود تو گوش میدهد و از تو میخواهد به او جواب بدهی.
@neocritic
41August 19, 2026 1.5K 36