قدرت هستی‌شناختی برایان معصومی، از جمله فیلسوفان سیاسی است که به… — Critic l مریم نصر — TG.ME

✍🏻
قدرت هستی‌شناختی

برایان معصومی، از جمله فیلسوفان سیاسی است که به اهمیت عواطف در سیاست توجه نشان داده است. او خالق مفهوم «Ontopower» است که می‌توانیم آن را به «قدرت وجودی» یا «قدرت هستی‌شناختی» ترجمه کنیم. به عقیده او این رویکرد به قدرت، بعد از یازده سپتامبر و در سیاست‌های پیش‌دستانه بوش به‌شکلی گسترده به‌کار گرفته شده است.

«قدرت وجودی»، قدرتی برای غلبه بر سایرین یا انضباط‌بخشی به آنان نیست، بلکه قدرتی معطوف به خلق و به وجود آوردن است. به بیان دیگر، این قدرت نمی‎خواهد به دیگران مسلط شود، بلکه هدف او شکل دادن به دیگران و ایجاد نظم‌های مطلوب است.

در این الگو قدرت «پیشگیری» نمی‌کند؛ آنطور که مثلا با فراهم کردن تمهیداتی از فقر، بیماری یا جنگ پیشگیری می‌کنیم. همچنین، به دنبال بازدارندگی نیست؛ مثل وقتی که با بالا بردن قدرت نظامی یا دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌خواهیم ترس متقابل ایجاد کنیم؛ حتی به دنبال تعذیب و تربیت هم نیست. در این الگو شما پیشدستی می‌کنید. به این معنا که برای مبارزه با یک تهدید نامشخص (مثل امکان دستیابی ایران یا عراق به سلاح کشتار جمعی)، شرایطی ایجاد می‌کنید تا طرف مقابل حالتی تهاجمی به خود بگیرد. یعنی در واقع با دست خود آن تهدید را تولید و آشکار می‌کنید تا از پی‌اش نظم مطلوب خود را حاکم کنید.

این سیاست با منطق شرطی کار می‌کند: «الف می‌توانست سلاح کشتار جمعی داشته باشد و اگر می‌داشت از آن استفاده می‌کرد» (خلاف امریکا و اسرائیل که دارند و استفاده نمی‌کنند). این گزاره‌ها قابل ابطال نیستند، چون برپایه یک موقعیت فرضی بنا شده‌اند که نیازی به شواهد عینی ندارد. در سیاست خلاقیت «قدرت وجودی» در تخریب و جنگ شکوفا می‌شود تا منافع خودش را بسازد.(نمونه تراژیکش وضعیت تنگه هرمز که تا پیش از جنگ آبراهی آزاد و امن بود.)

افکار عمومی چطور با «قدرت وجودی» همراه می‌شود؟ معصومی می‌گوید با فعال کردن عاطفه ترس. ایجاد «احساس ترس یا تهدید» در افکار عمومی، اقدامات نظامی و امنیتی را مستقل از شواهد واقعی و ملموس، موجه می‌کند. با انواع و اقسام ابزارهای سخت و نرم ترس را به زیر جلد جامعه نفوذ می‌دهد و ذهن‌ها را فلج می‌کند. ذهن منقبض شده به سمت انفعال حرکت می‌کند. به این ترتیب، با به‌هم ریختن نظم موجود مهندسی زندگی توسط دیگران پذیرفته می‌شود.

بکارگرفتن «قدرت وجودی» و منطق پیش‌دستی و تولید تهدید بالقوه، هرچند در عرصه سیاست بین‌الملل پس از یازده سپتامبر فراگیر شد، در قلمرو خصوصی و روابط قدرت درون خانواده سابقه‌ای دیرینه‌ دارد. فقط اسم نداشته است. این قدرت به‌ویژه برای اجبار زنان و جوانان به زندگی مطابق شرایط ازپیش معین شده رایج است. برای نفوذ دادن ترس زیر پوست آن‌ها و شکل‌دادن به حیات روزمره‌شان. درعین حال خلاقیت مولد خود را در خدمت ساختن نظم‌هایی قرار داده که حضور آنان را پس بزند.

با این حال، نیروی مولدی که در «قدرت وجودی» و «پیشدستی» برای ساختن شرایط نو هست، خارج از دست اقتدار از بالا و در نسبت با عواطفی متفاوت از «ترس» می‌تواند کارکرد رهایی بخشی داشته باشد. چیزی که معصومی آن را «پاد-قدرت وجودی (Counter-ontopower)» می‌نامد: قدرت وجودی دربرابر قدرت وجودی.


🔗از هوش مصنوعی خواستم یک فایل صوتی برای توضیح مقاومت قدرت هستی‌شناختی دربرابر قدرت هستی‌شناختی بسازد ( مقدمه بدی نیست و به اشتباهات تلفظ هم عادت داریم 🙂).



برای اطلاع بیشتر

Massumi, B. (2015). Ontopower: War, powers, and the state of perception. Duke University Press.

Massumi, B. (2015). Politics of affect. Polity Press.


@neocritic
👍4
August 11, 2026 1.2K 18