نوشتاری ارزشمند از دکتر دانیال داوری (فیلسوف‌الحکماء) آنچه من در نسبت… — مكتبِ پايش (School of Pāyesh) — TG.ME

نوشتاری ارزشمند از دکتر دانیال داوری (فیلسوف‌الحکماء)



آنچه من در نسبت فلسفه با علم دامپزشکی درک می‌کنم

گام اوّل

هر نویسندهٔ فلسفی، خواه فیلسوفی حرفه‌ای باشد و خواه پژوهشگری میان‌رشته‌ای که در عرصههٔ معرفت به تفکّر می‌پردازد، باید بنیاد فکری خود را تا حد امکان روشن کند: باید معلوم کند از کجا آغاز می‌کند، چه پرسشی را دنبال می‌کند و فلسفه دقیقاً در کجای علم او وارد می‌شود.

فلسفه برای من چیزی افزوده و بیرونی بر علم دامپزشکی نیست؛ بلکه راهی است برای بازگشت به «خاستگاه‌های طب» و پرسش از آنچه در خودِ عملِ طبابت، پیشاپیش پذیرفته شده است و معمولاً از دایرهٔ پرسش بیرون می‌ماند.

اما این بازگشت به خاستگاه، به‌هیچ‌روی به معنای آن نیست که فلسفه می‌کوشد تا معرفتی تجربی تازه‌ای بر دانشِ دامپزشکی بیفزاید، یا نظریه‌ای رقیب برای گزاره‌های علمی عرضه کند.

آنچه من از فلسفه [پدیدارشناسی] در دامپزشکی انتظار دارم، نه ابداعِ داده‌های جدید، که «روشن‌گریِ معرفتی (clarification)» یا «عقلانیتِ درون‌علمی» یا همان «خودآگاهیِ معرفتیِ» خودِ طبابت است.

فلسفه در اینجا نقشِ آیینه‌ای را بازی می‌کند که علم با نگاه در آن، می‌تواند بنیادهایِ پنهانِ کنشِ خود را باز شناسد؛ بنیادهایی که تا پیش از این، در هیاهویِ داده‌ها و دستورالعمل‌ها، از دایرهٔ تأمل بیرون مانده بودند.

به عبارتِ دیگر، فلسفه در این پروژه، افزودنِ دانستنی جدیدی بر علمِ من‌ نیست، بلکه «خودآگاهیِ درون‌علمیِ» من است؛ آگاهی‌ای که به دامپزشک امکان می‌دهد بداند وقتی «تشخیص» یا «درمان» می‌کند، اساساً چه می‌کند و بر چه پیش‌فرض‌هایی تکیه دارد.

این خودآگاهی، علم را از سقوط در تکرارِ کورکورانهٔ روش‌ها نجات می‌دهد و آن را به پرسش از خویشتن فرا می‌خواند، بی‌آنکه هرگز جایگزینِ روش‌های تجربیِ آن شود.

در پی چنین مرادی است که من از پدیدارشناسی بهره می‌برم تا به بنیادهای طب دامپزشکی نفوذ کنم؛ بنیادهایی که پیش از هر نظریه، روش، تشخیص و درمان در کارند و معمولاً خودشان موضوعِ پرسش قرار نمی‌گیرند.

ما در طبابت بر مجموعه‌ای از تمایزها، مفاهیم و هنجارها تکیه می‌کنیم و بر اساس آن‌ها عمل می‌کنیم: سالم و بیمار، طبیعی و مرضی، کارکرد و اختلال، بهبود و آسیب، و حتی اینکه اساساً «موجود زنده» چیست و «درمان» چه معنایی دارد.

این‌ها صرفاً داده‌های تجربی نیستند؛ بلکه «شرط امکانِ خودِ طبابت‌اند.»

طب پیش از آنکه آن‌ها را توضیح دهد، بر مبنای آن‌ها عمل می‌کند.

از این منظر، پرسش من صرفاً این نیست که «چگونه بهتر تشخیص دهیم؟» یا «چگونه درمان مؤثرتری پیدا کنیم؟»؛ بلکه یک گام به عقب‌تر می‌روم و می‌پرسم: پیش از آنکه تشخیص و درمان ممکن شوند، چه بنیادهایی باید از پیش در کار باشند تا اصلاً چیزی به‌صورت بیماری، سلامت، اختلال یا نیازمندِ درمان پدیدار شود؟

این بنیادها به یک معنا «ازپیشی»‌اند(Apriori)؛ اما نه به معنای قرارگرفتن مستقل از تجربه و بیرون از جهان، بلکه به این معنا که در ساختار خودِ تجربه و کنش طبی، پیشاپیش به‌مثابه شرایط امکانِ کنش‌ورزی حضور دارند.

آن‌ها پیش از هر مورد خاصِ بالینی، افق فهم و عمل را شکل می‌دهند. دامپزشک در هر مورد خاص این بنیادها را از نو پدید نمی‌آورد، بلکه هر مورد بالینی را در افقی از‌پیش‌گشوده می‌فهمد و بر اساس آن عمل می‌کند.

از سوی دیگر، این بنیادها به یک چشم‌انداز خاص، یک نظریههٔ علمی یا یک دستگاه مفهومی معین وابسته نیستند. از این جهت می‌توان آن‌ها را غیرپرسپکتیوی [نامَنظری یا غیرچشم‌اندازی] دانست: ساختارهایی که شرط امکانِ هر پرسش و هر منظر معین دربارهٔ امر طبی‌اند، نه صرفاً یکی از منظرهای ممکن در میان منظرهای دیگر.

مراد از «غیرپرسپکتیوی‌بودن» در اینجا، قرارگرفتن در سطحی بنیادین‌تر از منظرهای نظریِ خاص است؛ سطحی که امکانِ خودِ این منظرها را فراهم می‌کند.

به همین معنا می‌توان از وجه آیدِتیک [ذاتی، ماهوی] این بنیادها سخن گفت . همان‌گونه که ریاضیات را می‌توان در نسبت با فیزیک، دانشی ایدتیک فهمید ــ برای مثال، ۲+۲=۴ در هر زاویه و جهانی برابر با ۴ است ــ و هندسه را در نسبت با مکان به پرسش کشید، پرسش پدیدارشناختی نیز می‌تواند در جست‌وجوی ساختارهای ماهوی و ضروریِ طبابت باشد؛ ساختارهایی که در هر تحقق تجربی خاصِ طب حضور دارند، بی‌آنکه به یک مورد تجربی خاص فروکاسته شوند.

در پژوهش من، این جست‌وجوی آیدتیک در نهایت به خودِ «هنجارسازیِ حیاتِ آگاهانه» می‌رسد.

در این هنگام آنچه آشکار می‌شود صرفاً مجموعه‌ای از فرآیندهای قابلًاندازه‌گیری نیست؛ موجود زنده در نسبت با محیط خود زندگی می‌کند، میان آنچه برایش ممکن و ناممکن، سازگار و ناسازگار، سالم و مختل، دوست و دشمن است، تمایز می‌گذارد و به شیوه‌ای خاص جهانِ خود را حفظ و تنظیم می‌کند.
August 27, 2026 363 4