معنی اهنگ 👇🏻 کُشتی مرا با ناز و کرشمهات، ای ظالم، ای ستمگر! آه و حسرت من، رنج و اندوه من، همگی به خاطر توست؛ (حتی) مردم با من دشمن شدهاند. از دوری توست که اشک خونینم را سیلآسا میبارم، یاد و خاطراتت هیچ لحظهای از پیش چشمانم محو نمیشوند. تو تنها آرزوی دنیای من بودی، اما ناگهان خداحافظی کردی (و رفتی). برای چه آمدهای وقتی میدانی که پشیمانی دیگر سودی به حالت ندارد؟ آغوش چه کسی فریبت داد؟ چه کسی عهد و پیمانش را با تو شکست؟ نخستین دیدار، نگاه تو بود که چراغ عشق را روشن کرد، اما آنقدر با آتش بازی کردی تا سراپای خودت را سوزاندی! پس بگذار به حال خودم باشم، اگر میخواهی کمی سرم آسوده باشد، تا باقیماندهٔ این عمرم را در تنهایی سپری کنم. نگار من! اینک من میروم، شاید دیگر تو را نبینم، اما هر جا که باشم تو همانجایی، تو با زندگی من عجین شدهای. هر خاطرهات برایم پرستشگاهی است که در آن برای دیدارت نماز میگزارم، به هر گلی که مینگرم، بوی دیدار تو را استشمام میکنم. من راز عشق تو را در زیر اشکهایم پنهان کردهام، طناب آه و حسرتم را به دور گردن عشق چرخوندهام. بسیار میترسم که آه سردم، دیوانهوار دامنگیرت شود؛ یا گرفتار بلایی شوی، یا آنکه محبوبت (عشق جدیدت) بمیرد!
89