داشت با جزئیات خیلی زیاد در مورد یک دستگاهی حرف میزد. به شوخی گفتم «کاش من این دستگاهه بودم و انقدر خوب من رو میشناختی.»
گفت «نمیشناسمت؟»
گفتم «چرا، خوب... خیلی خیلی خوب.»
فکر نمیکنم چیزی در زندگی قشنگتر از همین باشه، همین که کسی آدم رو با همه چم و خمها، زشتیها و سیاهیهاش بشناسه.
August 10, 2026 230 3