داستان کتاب "طاعون " اثر آلبرکامو: باپیداشدن چندتا موش مرده درشهر… — مزون ناهید_ آموزش خیاطی — TG.ME

داستان کتاب "طاعون " اثر آلبرکامو:

باپیداشدن چندتا موش مرده درشهر شروع میشود
که کسی آن را جدی نمی گیرد
اما خیلی زودطاعون شیوع پیدا می کند
شهر در قرنطینه فرو می رود و ترس همه جا را می گیرد

دراین شرایط دکتر "ریو" وچند نفر دیگه تصمیم می گیرند به بیماران کمک کنند نه اینکه به فکر قهرمان شدن باشند بلکه فقط از روی حس انسان بودنشان

همین بحران باعث می شود چهره ی واقعی آدمها آشکار شود
بعضی فداکار می شوند وبعضی عقب می کشند و فقط به فکر منفعت خودشان هستند

مرگ یه کودک بی گناه تلخ ترین لحظه ی داستان است که معنای عدالت ورنج را برای ما مبهم می‌کند

ماه ها می‌گذرد وبیماری آرام آرام عقب نشینی می‌کند اما خطرها هیچ وقت کاملا از بین نمی‌روند وفقط مدتی خاموش می شوند

کامو می‌گوید:
تضمینی برای عدالت نیست ورنج ممکن است سر برسد ........
اما درست همین جا خودتان را نشان می دهید که آیا تماشاگر هستید یا اینکه می جنگید ؟؟
زیرا چیزی که در شرایط بحرانی می ماند
فقط "انسان بودن " است و تمام 🤌

🥀🥀🥀🥀🥀
🫂🫂🫂🫂🫂
https://t.me/NahidRezaeimezon
👏19❤6
February 12, 2026 1.3K