وصیتنامه سیاسی آدولف هیتلر ۶ فوریهٔ ۱۹۴۵ ربع آخرِ ساعت عزم برای نابودیِ آلمان لیونیداس و ۳۰۰ اسپارتان مرگ معجزهآسای تزاریتسا، الیزابت پیروزی در شتابِ پایانی این جنگ در ۳۰ ژانویهٔ ۱۹۳۳ آغاز شد پس از پنجاهوچهار ماه کوشش سخت، که دو طرف آن را با شدتی بیسابقه به پیش بردهاند، اکنون مردم آلمان خود را تنها مییابند، در برابر ائتلافی که قسم خورده است آن را ریشهکن سازد. جنگ در سرتاسر مرزهای ما جریان دارد؛ نزدیکتر و نزدیکتر میشود. دشمنان ما کلیهٔ قوای خود را برای یورش نهایی گرد آوردهاند. هدفشان تنها شکست ما در میدان نبرد نیست، بلکه نابود و محو کردن ماست. مقصودشان آن است که رایش ما را از میان بردارند، جهانبینی ما را از روی زمین بزدایند و مردم آلمان را ــ به عنوان مجازاتی برای وفاداریشان به ناسیونالسوسیالیسم ــ به بردگی بکشانند. ما به ربع آخر ساعت رسیدهایم. وضعیت جدی است، بسیار جدی. به نظر حتی بن بست میرسد. ممکن است به سادگی به خستگی و بیرمقی دچار شویم، ممکن است اجازه دهیم یأس چشمانمان را نسبت به ضعفهای دشمنانمان بپوشاند. با این حال، آن ضعفها وجود دارند. روبهرویمان ائتلافی ناهمگون که از کینه و حسد به دور هم جمع شده و با وحشتی که ایدئولوژی ناسیونالسوسیالیسم در این جمع آشفته و متاثر از حضور یهودیان میدمد، به هم متصل شده است. در برابر این هیولای بد قواره، ما تنها باید به خودمان اتکا داشته باشیم؛ باید در برابر این تکثر ناهمگون با موجودیت ملی و همگون خودمان مقابله کنیم، موجودیتی که به شجاعتی آکنده باشد که هیچ سختی و مشقتی نتواند آن را بلرزاند. مردمی که همچون مردم آلمان اکنون در حال مقاومت اند، هرگز در چنین فریب و نیرنگی نابود نخواهند شد. برعکس، آنان از این آزمون سربلند بیرون خواهند آمد با روحی استوارتر و دلیرتر از هر زمان دیگر. هر شکستی که در روزهای پیش رو بر ما وارد شود، مردم آلمان نیرویی تازه از آن خواهند گرفت؛ و هر چه امروز رخ دهد، آنان فردایی باشکوه را خواهند شناخت. عزم نابودی که سگصفتان دنبال رو برای ردیابی طعمهشان را به پیش میراند، برای ما هیچ چارهای باقی نمیگذارد؛ بلکه راهی را نشان میدهد که باید پیمود — تنها راه ممکن. ما باید با خشم و نومیدی به پیکار ادامه دهیم، و هرگز پشت سر را نگاه نکنیم؛ با چهرههایی رو به دشمن، باید از هر وجب خاک پدرییمان دفاع کنیم. تا زمانی که میجنگیم، همیشه امیدی هست، و این — یقیناً — باید کفایت کند تا از اندیشیدن به این که همهچیز از دست رفته خودداری کنیم. هیچ بازیای تا سوت آخر به پایان نرسیده است. و اگر به رغم همه چیز، سرنوشت آن را رقم زده باشد که ما بار دیگر در سیر تاریخمان زیر ضربهٔ نیروهای برتر از خود له شویم، آنگاه بگذارید سرافراز باشیم و از این آگاهی آسوده باشیم که آبروی مردم آلمان لکهدار نشده است. نبردی بسیار سخت که برای همیشه نمونهای درخشان خواهد ماند. یادمان باشد لیونیداس و سیصد اسپارتان را! در هر حال، ما از آن دسته افراد نیستیم که چون گوسفندان رام، بی هیچ اعتراضی روانهٔ قربانگاه شویم. ممکن است ما را نابود کنند، اما هرگز ما را به کشتارگاه نمیتوانند ببرند! نه! وضعیّت نا امیدکنندهای وجود ندارد! بنگرید که تاریخ مردم آلمان چه مثالهایی از تغییر سرنوشت را در بر دارد! در دوران جنگ هفتساله فریدریک خود را در مضیقهای ناگوار یافت. در زمستان سال ۱۷۶۲ او چنان در بنبست قرار گرفت که تصمیم گرفت اگر تا تاریخی که خود معین کرده بود تغییری روی ندهد، جان خویش را با زهر پایان دهد. سپس، چند روز پیش از آن تاریخ مقرر، ناگهان تزاریتسا درگذشت و ورق به طرز معجزه آسایی برگشت. همچون فردریک بزرگ، ما نیز در برابر ائتلافی میجنگیم و ائتلاف، به یاد داشته باشید، موجودی پایدار نیست. تنها به واسطهٔ ارادهٔ عدهای معدود است که پابرجاست. اگر چرچیل ناگاه ناپدید شود، همهچیز در یک لحظه میتواند تغییر یابد! اشراف بریتانیا شاید از پرتگاهی که پیش رو دارد آگاه شوند — و شاید دچار شوکی جدی گردند! همین بریتانیاییها که ما ــ بهطور غیرمستقیم ــ برای آنها جنگیده ایم و که از میوههای پیروزی ما بهرهمند میشدند... ما هنوز میتوانیم در شتابِ پایانی پیروزی را بچینیم! کاش زمان کافی به ما مرحمت شود! تنها کافی است از سقوط سر باز زنیم. برای مردم آلمان، همین واقعیت زیستن مستقل، خود پیروزی خواهد بود. و همان به تنهایی کفایت میکند تا این جنگ را موجه سازد؛ جنگی که به هر حال ناگزیر بود؛ دشمنان ناسیونالسوسیالیسم آن را از ژانویهٔ ۱۹۳۳ به بعد بر من تحمیل کردند. @N_S_Studies @NaziCenters
وصیتنامه سیاسی آدولف هیتلر ۶ فوریهٔ ۱۹۴۵ ربع آخرِ ساعت عزم برای… — NS Studies — TG.ME
September 28, 2025 415 13