در آغاز ۱۹۴۱، پس از اینکه موفقیتهایش در شمال آفریقا اعتبارش را بازسازی کرد، او فرصتِ حتی مناسبتری برای کنارهگیری از بازی و انعقاد صلح مذاکرهشده با ما داشت. چرا، ممکن است بپرسید، او ترجیح داد از دستورات متحدان یهودی و آمریکاییاش پیروی کند؛ مردمی که در حقیقت از حتی بدترین دشمنانش هم طماعتر بودند؟ من به شما میگویم؛ بریتانیا جنگ خود را نمیجنگید، بلکه جنگی را میجنگید که متحدان بیرحمش بر او تحمیل کرده بودند. آلمان، از سوی دیگر، هیچ گزینهای نداشت. وقتی ما ارادهٔ خود را برای اتحاد کلیهٔ آلمانیها در رایش بزرگ و تأمین استقلال واقعی برای آنان — یعنی آزادی زیستن بهشیوهٔ خود — اعلام کردیم، تمام دشمنانمان فوراً علیهمان برخاستند. جنگ اجتنابناپذیر شد؛ زیرا برای پرهیز از آن، ناچار میبایست منافع اساسی ملت آلمان را زیر پا میگذاشتیم. از نظر مردممان ما نمیتوانستیم و نخواستیم به همان ظاهر استقلال قناعت کنیم. چنین رویهای برای سوئدیها و سوئیسیها پذیرفتنی است؛ چرا که آنان همواره آمادگی دارند به قواعد مشکوک و پرپیچوخم تن دهند، مشروط بر آنکه در همان حال بتوانند منافع مالی خویش را تضمین کنند. جمهوری وایمار هم در این زمینه ادعای شایستهتری نداشت؛ با این حال، چنین ادعایی در شأن رایش سوم نیست. بنابراین، ما ناگزیر به جنگ بودیم ـ دیر یا زود؛ و تنها دغدغهمان این بود که کمزیانترین زمان را برای آن برگزینیم. و وقتی درگیر شدیم، دیگر هیچ حرفی از عقبنشینی در میان نبود. تنها به خاطر اصول ناسیونالسوسیالیسم نیست که دشمنانمان با ما مخالفت دارند. آنها از ناسیونالسوسیالیسم نفرت دارند، چون بهواسطهی آن، ویژگیها و فضایل ملت آلمان اعتلا یافته است. از این رو آنها خواهان نابودی مردم آلماناند — در این مورد هیچ شکی نیست. برای یک بار هم که شده، نفرت آنان بر ریاکاری فائق آمده است. ما تنها میتوانیم قدردان این موضوع باشیم که دشمنانمان ذهنیات خود را به این روشنی به ما آشکار کردهاند. در برابر این نفرت فراگیر ما تنها میتوانیم با جنگی تمامعیار پاسخ دهیم. در حال نبرد برای بقایمان هستیم و بهطور ناامیدانه میجنگیم؛ و هر چه پیش آید، تا مرگ خواهیم جنگید تا زندگیمان را حفظ کنیم. آلمان از این جنگ قویتر از همیشه بیرون خواهد آمد، و بریتانیا ضعیفتر از همیشه. تاریخ نشان میدهد که برای آلمان، بدبختی و سختی اغلب پیشدرآمدی ضروری برای یک رنسانس بزرگ است. رنجهای مردم آلمان — و در این جنگ آنها بمراتب بیشتر از هر ملت دیگری رنج بردهاند — همان چیزهاییاند که، اگر مشیت الهی بخواهد، به ما یاری خواهند رساند تا بر تأثیر سرمست کنندهٔ پیروزی فائق آییم. و اگر مشیت الهی ما را، با وجود فداکاریها و پایداری مصمم، رها کند، تنها به این معناست که سرنوشت ما را در آزمایشهای بزرگتری قرار میدهد تا به ما فرصت دهد حق زندگیمان را بار دیگر ثابت کنیم.(۳/۳) @N_S_Studies @NaziCenters
3
2