پیمان مکه یا پیمان مدینه؟ هلال مذهبی یا هلال امّتی؟
استاد محمد یعقوب نورزایی (سامانی) مدیریت بخش تخصص و دارالتحقیق جامعة النور الاسلامیة الدولیة، در وبینار ماهانهی نخبگانیِ اساتید حوزه و دانشگاه اهلسنت مهاجر افغانستانی به میزبانی«جامعة النور الاسلامیة الدولیة» در تاریخ هفدهم مردادماه ۱۴۰۵ برگزار گردید، دیدگاههای خویش را مطرح نمودند. این نشست که به مثابه عرصهای برای تضارب آراء و تبادل نظرِ تخصصی میان نخبگان و پژوهشگرانِ متعهدِ جهان اسلام است، در این نوبت ضمن واکاوی لایههای زیرین تحولات اخیر منطقه، بر یکی از کلیدیترین تحولات راهبردی، یعنی «پیمان مکه» میان سه ضلعِ عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان تمرکز نمود. ایشان در تحلیلِ ابعادِ این رخدادِ مهم و پیامدهای آن برای امت اسلامی، چنین تبیین نمودند:
متأسفانه پیمان مکه، در نگاه نخست، پیمانی مبتنی بر جداسازی و ترسیم مرزهای درونی امت اسلامی به نظر میرسد؛ حال آنکه امروز نیازمند «پیمان مدینه» هستیم؛ پیمانی که تمامی اعضای امت اسلامی را در بر گیرد و محور آن، پیامبر گرامی اسلام (ص)، ایمان به پروردگار، و منافع و توانمندیهای منطقهای و امت اسلامی باشد؛ پیمانی که در نتیجه آن، شکلگیری «ناتوی اسلامی» با اولویت آزادسازی قدس شریف و نابودی رژیم صهیونیستی را شاهد باشیم.
اسلام در مکه متولد شد، اما در مدینه رشد یافت و تمدن خویش را به جهانیان معرفی نمود. با این حال، دشمنان اصلی اسلام، یعنی یهود، با بهرهگیری از قلعههای از پیش ساختهشده و آمادگیهای اطلاعاتی و نظامی پیشین خویش، در برابر این تمدن نوپا ایستادگی کردند؛ ایستادگیای که با پیمانشکنی و برانگیختن جنگ بنیقینقاع - آن هم به دلیل تعرض به یکی از نوامیس اسلامی - آغاز گردید و در ادامه، بهصورت مکرر و از طریق پیمانشکنیهای متعدد، تکرار شد.
با نظر به تحولات اخیر منطقه، حضور علنی و غیرمستقیم استکبار جهانی در معادلات منطقهای، ایجاد شرارت و ناکامی طرح «پیمان ابراهیم» در نتیجه فداکاریهای مردم غزه و پشتیبانی مردم جهان از این حرکت، امروز متأسفانه شاهد آن هستیم که کشورهای اسلامی که کاملا در آغوش آمریکا می باشند با انعقاد پیمان مکه، زمینهای فراهم آوردهاند تا استکبار جهانی از طریق جنگ شناختی و با ابزار رسانه، به موجسواری بر اذهان عمومی، بهویژه نخبگان منطقه، بپردازد؛ موجسواری ای که حداقل ترین آن در قالب طرح «هلال سنی» در مقابل «هلال شیعی» صورتبندی میشود.
چنانچه این شیطنت رسانه ها صحیح باشد، باید گفت کشورهای اسلامی خود را در دام نقشههای راهبردی یهود گرفتار ساخته و تاریخ در حال تکرار است. کاش در روزگاری که غزه شبانهروز از سوی رژیم صهیونیستی و حامی نامشروعش، آمریکا، در حال بمباران بود، حکام اسلامی بهجای موضع صرفاً ناظرانه یا حتی همکاری در حوزه انرژی و دیگر عرصهها با رژیم جعلی صهیونیستی، پیمانی موسوم به «پیمان اسلام» را منعقد مینمودند و پس از انعقاد این پیمان، عهد میبستند که نماز جماعت در مسجد الاقصی برگزار گردد.
از منظر تفسیری و با تأمل در سوره مسد که خداوند متعال در آن، هلاکت دستان ابولهب را اعلام فرموده (که می توان آیه اول را هم انشایی و هم خبری تفهم نمود و «ید» هم میتواند مجازاً به مال و اولاد او باشد) و یکی از اسباب هلاکت زن ابولهب را هم می توان پیروی (به عنوان همسرو همفکر)، همکاری با ابولهب، از آیات اخیر سوره مسد برداشت نمود.
پس میتوان یکی از پیامهای راهنمای این سوره را چنین استخراج نمود که شناخت مصادیق «ابولهب زمان» برای امت اسلامی، ضرورتی راهبردی است ودر زمان حاضر آمریکا و رژیم اشغالگر صهیونیستی بهمثابه بازیگران اصلی سلطهگری جهانی شناخته میشوند؛ و از مصادیق عینیتر این ساختار میتوان به ترامپ و نتانیاهو اشاره نمود وجایگاه همسر ابولهب را هم می توان به حکام کشورهای اسلامی اطلاق گردد که در پناه این ساختار سلطه، هویت و سرنوشت خود را مییابند.
در این نگاه تفسیری، یکی از دروس هدایتی سوره مسد این است که امت اسلامی هشیارانه نوک پیکان مبارزه و مقاومت خود را بشناسد و به سمت مراکز حقیقی سلطه جهانی نشانهگیری نمایند. تا با این عملکرد شاید حکام اسلامی خود به بینش خود کفایی یا به انتخابی متناسبتر با مصالح امت و ارزشهای اسلامی رهنمون شوند و بهجای تکیهگاه استکباری، همسویی با مطالبات و آرمانهای امت اسلامی را پیشه کنند.
لذا بر عهده همه نخبگان، بهویژه اهل قلم، منبر و رسانه است که با نهایت هوشیاری، تحولات منطقه را رصد نموده و با نگاهی امتمحور، این تحولات را تحلیل و راهکارهای لازم را ارائه دهند؛ تا از این طریق بتوانیم امت اسلامی را در برابر این تحولات، واکسینه وحفاظت نموده و به مرحله تشکیل «امت اسلامی» - که پیششرط دستیابی به تمدن اسلامی است - نائل شویم.
Forwarded fromجامعة النور الاسلامیة الدولیة
1August 8, 2026 105