اما با این حال، تازهترین نظرسنجیها به ما میگویند که افکار عمومی علاقهای به این «کالا» ندارد. طبق این نظرسنجیها، همه افراد زیر نمیتوانند از حداقل نصاب انتخاباتی عبور کنند: والدین داغدار، شیرا شاپیرا و الیاساف پرتز؛ یوسف حداد، فعال عرب-اسرائیلی در حوزه هسبارا؛ روزنامهنگار و چهره تلویزیونی، نتالی شم توف؛ اورن سمادجا، قهرمان المپیک جودو که پسرش را در غزه از دست داد؛ سرهنگ ذخیره، هزی نِخاما؛ رئیس سابق سازمان آتشنشانی، دِدی سیمحی.
حتی چهرههای ردهبالا نیز به حد نصاب نمیرسند: سرتیپ افیر وینتر، گیلاد اردان، سفیر سابق اسرائیل در سازمان ملل؛ یولی ادلشتاین، رئیس سابق کنست و مخالف خدمت نظامی؛ بنی گانتس، رئیس سابق ستاد ارتش؛ و چیلی تروپر، نماینده باسابقه کنست. هیچکدام از آنها از حد نصاب عبور نمیکنند.
ناامیدی این جمع بیشتر میشود، زیرا نظرسنجیها خود را همچون یک «سراب» نشان میدهند: هرچه به آن نزدیکتر میشوید، حد نصاب بیشتر از شما فاصله میگیرد.
نیروهای ذخیره ابتدا از حد نصاب عبور کردند، اما بعد سقوط کردند. همان نظرسنجیها نشان دادند که اگر آنها با تروپر ائتلاف کنند، از حد نصاب عبور خواهند کرد؛ اما بعد دوباره به زیر آن سقوط کردند. همین اتفاق برای اردان افتاد و پیش از او برای گانتس، و پس از او برای وینتر.
ساختمانی را بنا میکنید، اما بعد متوجه میشوید که ساختمان روی یک نهنگ ساخته شده و نهنگ حالا شنا کرده و رفته است؛ ائتلاف میکنید، اما بعد میبینید که هر عددی را در صفر ضرب کنید، حاصل باز هم صفر است.
در حال حاضر نیز این توهم همچنان پابرجاست. طبق نظرسنجیها، حدود ۱۰ درصد آرای مردم زیر حد نصاب انتخاباتی باقی میماند—رقمی شگفتانگیز از رأیدهندگان. آیا واقعاً وضعیت همین است؟ یا اینکه این کسری از درصدهایی که میان احزاب مختلف پراکنده شدهاند، چیزی بیش از یک حالوهوای موقت سیاسی نیستند؟
هرکس همچنان مانند دوران پیش از ۷ اکتبر معتقد باشد که در نهایت همه چیز دوباره به پرسش «نتانیاهو؛ بله یا خیر؟» ختم خواهد شد، کار سادهای دارد. او بهسادگی توضیح خواهد داد که از همان ابتدا هیچ شانسی وجود نداشته است.
اما درباره کسانی که واقعاً باور داشتند تقاضایی برای «وحدت» و «راه سوم» وجود دارد چه میتوان گفت؟ آیا ممکن است، به تعبیر اقتصاددانان، مشکل از سمت عرضه باشد؟ یا اینکه این از ابتدا فقط یک توهم بوده است؟
سرعتی که احزاب جدید با آن متولد میشوند و سپس مجبور میشوند به اردوگاه راست یا چپ بپیوندند، اعلام وفاداری کنند یا خود را به یک فرمول سیاسی متعهد سازند و بعد ناپدید شوند، نشان میدهد که شاید هنوز زمان نتیجهگیری نهایی فرا نرسیده باشد.
شاید، همانند انتخابات سال ۱۹۷۳، یک دور دیگر لازم باشد تا موجهای شوک ناشی از این غافلگیری و این شکست، به استحکامات قدیمی نظام سیاسی برخورد کنند، آنها را در هم بشکنند و سرانجام فرو بریزند.
@mwarmonitor