آمیت سیگال خبرنگار و تحلیلگر سیاسی کانال ۱۲ اسرائیل 🟢 «فکر می‌کنم ما… — نظامی - سیاسی — TG.ME

🔴آمیت سیگال خبرنگار و تحلیلگر سیاسی کانال ۱۲ اسرائیل

🟢 «فکر می‌کنم ما با اسرائیلی‌ها درباره وضعیت نهایی غزه هم‌نظر هستیم.» جرد کوشنر دیروز گفت: «آن‌ها فقط انتخابات‌های دیوانه‌وار دارند و همین باعث می‌شود از برخی جهات کمی غیرمنطقی رفتار کنند.»


او در این مورد کاملاً بی‌راه نمی‌گوید. فصل انتخابات معمولاً بیماری‌ها و عوارض خاص خودش را دارد. اما مهم است به خاطر داشته باشیم که در سیاست، خط میان رفتار «غیرمنطقی» و «منطقی» را سلامت عقل تعیین نمی‌کند؛ بلکه نظرسنجی‌ها تعیین می‌کنند.

طی هفت ماه گذشته، در نوار غزه یک وضعیت موجودِ بدون تغییر برقرار بوده و روند در مرحله اول متوقف مانده است؛ اسرائیل همچنان روی خط زردی قرار دارد که دائماً در حال پیشروی است و هر از گاهی نیز مواضع یا نیروهای حماس را هدف قرار می‌دهد.

اما حالا که وضعیت ایران باثبات شده، دولت ترامپ فرصت و تمرکز بیشتری برای پرداختن به مسائل دیگر دارد و می‌خواهد در غزه نیز روندی ایجاد کند. تا امروز، این وضعیت موجود حاصل برخورد یک نیروی توقف‌ناپذیر با یک جسم جابه‌جایی‌ناپذیر بوده است؛ اولی عزم اسرائیل برای حتی یک وجب عقب‌نشینی نکردن و دومی امتناع حماس از خلع سلاح.

مشکل نیروی توقف‌ناپذیر این است که آن جسم ظاهراً دست‌کم در حرف، آمادگی برای حرکت از خود نشان می‌دهد و همین باعث می‌شود نیروی توقف‌ناپذیر مستقیماً با آمریکایی‌ها برخورد کند؛ برخوردی که می‌تواند نتایجی انفجاری داشته باشد.

بر اساس گفته یک منبع ارشد در هیئت صلح (Board of Peace)، اسرائیل در سال ۲۰۲۶ فرصتی داشت تا با نابودی حماس به بن‌بست پایان دهد، اما نتانیاهو تصمیم گرفت «از نابودی کامل حماس استفاده نکند». البته به نظر می‌رسد این منبع فراموش کرده که قرار بود یک عملیات در ماه مارس آغاز شود، اما تحولات در جبهه‌های دیگر مانع آن شد.

اما بیایید گزینه‌های اسرائیل را در شرایط کنونی مرور کنیم.

به گفته این منبع، اسرائیل چهار گزینه دارد:

گزینه اول: ادامه سیاست فعلی؛ سیاستی که به گفته او «می‌تواند به یک ۷ اکتبر دیگر منجر شود». یعنی حمله به حماس، اما بدون نابودی کامل آن؛ در حالی که حماس همچنان کنترل جمعیت غزه را در دست دارد، کاملاً مسلح است و حتی تعداد نیروهای تروریست آن از قبل از جنگ بیشتر شده است. من درباره پیش‌بینی وقوع یک ۷ اکتبر دیگر کمی اختلاف نظر دارم، اما هزینه‌های حیثیتی و هزینه‌های مربوط به روابط اسرائیل با متحدانش که او صراحتاً به آن‌ها اشاره نکرده، قابل‌توجه است.

گزینه دوم: واگذاری غزه به تشکیلات خودگردان فلسطین (PA). این گزینه مورد ترجیح بیشتر کشورهای عربی و سازمان ملل است و همین موضوع به‌تنهایی برای رد کردن آن کافی است. از نظر من، این گزینه بیش از همه احتمال دارد که به یک ۷ اکتبر دیگر منجر شود.

گزینه سوم: به گفته آن‌ها، اسرائیل باید تمام غزه را فتح و کنترل کند و مسئولیت حدود ۲ میلیون فلسطینی ساکن غزه را بر عهده بگیرد؛ بدون حمایت بین‌المللی و احتمالاً با حجم زیادی از مخالفت‌های جهانی. ارتش اسرائیل برای تصرف غزه مجبور خواهد بود ده‌ها هزار نیروی ذخیره را فراخوان کند و برای حفظ کنترل نوار غزه نیز به نیروهای بیشتری نیاز خواهد داشت. در این مورد می‌توانیم توافق کنیم که چنین گزینه‌ای عملی نیست.

گزینه چهارم و به ادعای آن‌ها «تنها گزینه عملی»، همکاری با هیئت صلح و پایبندی به طرح صلح ۲۰ ماده‌ای است. آن‌ها اصرار دارند که این طرح برای اسرائیل یک «برد-برد» است.

اسرائیل خط زرد را حفظ می‌کند و عقب‌نشینی نخواهد کرد. اگر حماس کاملاً خلع سلاح شود، هیئت صلح و «کمیته ملی اداره غزه» کنترل این منطقه را به دست می‌گیرند؛ کمیته‌ای که ریاست آن بر عهده رئیس‌جمهور ترامپ خواهد بود.

اسرائیل تنها پس از آن به‌طور کامل عقب‌نشینی می‌کند که حماس از حکومت بر غزه کنار گذاشته شده و تمام توانمندی‌های نظامی خود را از دست داده باشد.

اگر حماس به‌طور کامل خلع سلاح نشود، اسرائیل چراغ سبز برای نابودی آن خواهد داشت و در همین حال، هیئت صلح مسئول رسیدگی به جمعیت مناطق خارج از کنترل حماس خواهد بود.

یعنی نه انزوای اسرائیل و نه هزینه اشغال غزه.

متأسفانه نویسنده گزینه‌ای به نام «ریویِرای غزه» را در نظر نگرفته، اما کاملاً مشخص است که از کدام گزینه حمایت می‌کند.

من با کمال احترام معتقدم تصویر او از آفتاب، رنگین‌کمان و سازمان‌های تروریستیِ همکاری‌کننده بیش از حد خوش‌بینانه است.

اسرائیل مدت‌هاست یاد گرفته نسبت به آمریکایی‌هایی که با راه‌حل وارد می‌شوند، بدبین باشد. ترامپ هیچ‌گاه علاقه زیادی به اجرای جزئی و دقیق سیاست‌های خود نشان نداده و من باور ندارم که در مورد غزه ناگهان این رویه را تغییر دهد.

این واقعیت که قطر و ترکیه نیز در این هیئت حضور دارند—کشورهایی که در بهره‌برداری از خلأها و حمایت از سازمان‌های تروریستی مهارت دارند—دلیل دیگری برای ایجاد تردید است.

هیچ چیز مانع هیئت صلح نمی‌شود که حماس را صرفاً روی کاغذ خلع سلاح کند، سپس به اعضای آن مجوز حمل سلاح یا نشان پلیس بدهد و اعلام کند که به «پیروزی کامل» دست یافته است.

علاوه بر این، اختلاف‌نظر بر سر تعریف «توانمندی‌های نظامی»—از سلاح‌های سبک یا سنگین گرفته تا توانمندی‌های شخصی و غیره—تصویری از حماس ارائه می‌دهد که به‌مراتب کمتر از آنچه این منبع توصیف می‌کند، غیرنظامی‌شده است.

این منبع معتقد است سیاست فعلی اسرائیل «درس‌های ۲۰ سال گذشته و به‌خصوص ۷ اکتبر» را نادیده می‌گیرد.

اما می‌توان به‌سادگی استدلال کرد که درس آن روز این است: مراقب سراشیبی لغزنده باشید.

با وجود تمام انتقادهایی که به چارچوب‌بندی این موضوع دارم، با اصل مسئله مخالف نیستم. اسرائیل باید این روند را جدی بگیرد و فشار را دوباره بر حماس وارد کند تا روند خلع سلاح را آغاز کند.

برخلاف ادعای برخی منتقدان تازه‌وارد اسرائیل، این کشور هیچ‌گاه از حمایت بی‌قیدوشرط یا یک چک سفیدامضا برخوردار نبوده است. لجاجت و سرسختی بدون مصالحه هزینه‌ای فوق‌العاده سنگین دارد، اما اسرائیل می‌تواند با همکاری‌های مقطعی این هزینه را کاهش دهد.

این همان چیزی است که به آن می‌گویند: دادوستد و امتیاز متقابل.

نظر من: ببینیم هیئت صلح چند قبضه کلاشینکف می‌تواند جمع‌آوری کند، چند عضو حماس را در نیروی پلیس خود جای می‌دهد و سپس بر اساس آن تصمیم بگیریم.

در هر صورت، باید اطمینان حاصل شود که اگر این روند شکست خورد، اسرائیل مقصر شناخته نشود.

اما همان‌طور که کوشنر به‌درستی تشخیص داده است، هیچ‌کدام از این اتفاقات پیش از برگزاری انتخابات رخ نخواهد داد.


@mwarmonitor
September 7, 2026 2.8K 3