واقعاً توی الکل، مخصوصاً وقتی کار به مسمومیت و اوردوز میرسه، چه لذتی هست که ما نفهمیدیم و ندیدیم؟!
دیشب یه پسربچه ۱۱ ساله رو از مراسم عروسی با افت شدید هوشیاری و مسمومیت با مشروبات الکلی آوردن درمانگاه؛ حتی به محرکهای دردناک هم پاسخ نمیداد.
همراههاش اونقدر زیاد بودن که/1
اورژانس و اتاق احیا ترکیده بود.
وسط احیا، والدین بچه افتادن به جون هم. مادرش به پدرش میگفت چرا بهش الکل دادی!؟ پدرش هم جواب میداد تو حرف نزن، تو برو بیرون!
ما وسط اون همه دعوا و سر و صدا فقط مونده بودیم بچه رو نجات بدیم.
نگهبان هرچقدر میفرستادشون بیرون، دوباره برمیگشتن/2
داخل. واقعاً صحنهای بود که شیشهها میلرزید و ما فقط سعی میکردیم یه بچه ۱۱ ساله رو از اتاق احیا زنده بیرون بیاریم..
من توی مناطق محروم مختلفی از کشور طبابت کردم و هر کدومشون یه داستانی برای خودشون داشتن؛
اما یکی از جاهایی که کار کردم، مصرف الکل بین مردمش خیلی رواج داشت../3
توی عروسیها که تقریباً همیشه چندتا فرد مست با تهوع و استفراغ و حال بد رو میاوردن درمانگاه؛ بعضیها رو با مسمومیت و افت هوشیاری. بیرون از عروسیها هم بین جوانها، نوجوانها و حتی بچهها مسمومیت با الکل شایع بود؛با حالت مستی هم پشت ماشین و موتور مینشستن و به دفعات زخمی ، فوتی و/4
قطع نخاع و دست و پا شکستی داشتیم..
یه بچه ۹ ساله رو یادمه که با مسمومیت با الکل و افت هوشیاری آوردنش مرکز..
مرکز ما هم چندپزشکه بود و هر بار میفهمیدم اون شب عروسیه، واقعاً دست و پامون میلرزید؛ چون تقریباً مطمئن بودم یه اتفاقی قراره امشب بیفته!
مسمومیت و افت هوشیارب، دعوایی،/5
▪️پزشک بدون مرز
به جمع خانواده علوم پزشکی بپیوندید ❤️
@Mss_twitter
80
16August 30, 2026 2.3K 8 7