پایان یافتن قطعی جنگ، حفظ انتظام کشوری، و گشایش امکان سیاستورزی: این بهترین حالت ممکن در وضعیت کنونی است، حالتی که به اعتبار تداوم حکومت به هیچ رو آرمانی نیست.
بهترین حالت ممکن در وضعیت کنونی با براندازی حکومت قرین نیست؛ و قرین نبودن آنچه بهترین حالتش میخوانیم با تغییر رژیم، ایجاب نمیکند که از قطب تسلیمطلبی در برابر مهاجمان، به قطب تسلیم به حکومت بگراییم.
حکومت اکنون به طور عینی در موقعیت دفاع از کشور قرار گرفته است. مقاومت حکومت، دفاع در برابر مهاجمانی است که ایرانی میخواهند سرافکنده و دستنشانده.
چیزی که مهاجمان نمیخواهند آزادی و عدالت و سربلندی برای ایران و ایرانیان است. متجاوزان سابقهی تاریخی شناختهشدهای دارند. هر آنچه در ایران در دورهی اخیر گذشته است، به نحوی به دخالت آمریکا در شکل طرح ریزی و پیشبرد یک اقدام کودتایی برمیگردد. کودتای ۲۸ مرداد راه برقراری حکومتی به راستی مشروط به قانون و پایبند به حقوق ملت را سد کرد. اما همان کودتا در برابر خواست کنونی حداکثری واشنگتن در مورد نشاندن یک رژیم دستنشانده به جای رژیم فعلی از طریق تهاجمی همهجانبه، یک اتفاق ساده جلوه میکند. آن اتفاق ساده با ایران چه کرد، و حال در نظر گیرید تغییر رژیم با بمباران چه بر سر کشور خواهد آورد.
زادبوم ما بار نخست نیست که در معرض هجوم قرار میگیرد. هر بار وضع از آنچه بود، بدتر شده است. این بار نیز مسئلهی اصلی برای ما ممانعت از بدتر شدن وضعیت است. اما عدهای میگویند: وضع موجود بدترین وضع ممکن است و بالاتر از سیاهی رنگی نیست. این استدلال به نفع تسلیم و شکست، منع اندیشیدن بر خود برای تن دادن به عاقبتی نکبتبار است. معنای آن نه تنها دست شستن از استقلال کشور، بلکه دست شستن از عزت نفس خویش و انکار توانایی مردم ما برای دستیابی به شأنی انسانی با اتکا به نیروی خود است.
دفاع از کشور در موقعیت کنونی، از زاویهی تصمیم و آگاهی فردی، دفاع از خودفرمانی و آزادگی است؛ دفاع از این موضع است که من میخواهم خود، با مبارزهی خود و در کنار هممیهنان خود در مورد سرنوشت زادبودمم تصمیم بگیرم و این تصمیم را به فرماندهی جنگی دولتهای مهاجم وانمیگذارم، دولتهایی که کارنامههای جنایتباری دارند.
همسنگر شدن با حکومت، تنها همسویی با یک دستهی مشخص نیست؛ در بافتار بحث ما همسویی با آن هممیهنانی است که در موقعیت کنونی چنان در برابر مهاجمان ایستادهاند که برای جهانیان شگفتیآفرین شدهاند، شگفتیآفرین اما نه برای آن بخشی از "اپوزیسیون" که حکومت را دستهای پادرهوا و بدون هرگونه پشتیبانی قلمداد میکند.
خط بدیل در برابر شکستطلبی و تسلیم شدن به آنچه حکومت مقدر میکند، دفاع از استقلال است، استقلال کشور و باور بر این که تصمیم مردم در مورد سرنوشت خویش باید در استقلال فکر و عمل صورت گیرد و به هیچ رو روا نیست که ترکیب بمباران، با فلاکت و حالت استیصال، زمینهساز تعیین سرنوشت مردم و کشور شود.
خط بدیل را میتوان مدافع−مطالبهگر خواند. این خط، مدافع کشور و حق مردم برای تصمیم مستقلانه دربارهی سرنوشت خویش و تداوم مسیر مبارزهای است که خود برای دستیابی به آزادی و عدالت پیش برده و پیش میبرند، و به دلیل پایبندی به این مسیر است که مطالبهگر است و مطلوب آن رسیدن به وضعیتی است که سیاستورزی جمعی مستقلانه ممکن باشد.
برپایهی این تعریف کلی، تأکید خط مدافع−مطالبهگر ، از جمله، بر این نکتههاست:
− دفاع از کشور و دفاع از مدافعان آن
− لزوم پیش گذاشتن برنامهای برای صلح و امنیت در منطقه و کلاً برنامهای برای یک سیاست خارجی مبتنی بر همزیستی صلحآمیز و برابرحقوق ملتها و تلاش مشترک برای حفظ محیط زیست در منطقه و در جهان
− لزوم یک دیپلماسی فعال و استفاده از هر فرصتی برای مذاکره
− در نظر گرفتن منافع عمومی کشور و مردم در هر گونه توافق، و در میان گذاشتن روشن هر آنچه میگذرد با مردم
− نقد رویکردهای پارانویایی به جای دفاع شهروندی
− گشایش رسانهای و آزادی اینترنت
− آزادی زندانیان سیاسی
− منع و لغو مجازات اعدام
− مطالبهی توجه دولت به مشکل حادّ گسترش فقر و فلاکت و به این خاطر لزوم ملی شدن همه شرکتهای فرادولتی و تخصیص مالیات و درآمد آنها به مردم فقرزده
− لزوم تشکیل شوراهای کارگری برای اِعمال کنترل بر بازسازی، تداوم تولید، و ممانعت از اخراج
− تشویق و تقویت ابتکارهای شهروندی برای تقویت تابآوری
− تسهیل یاریرسانی ایرانیان خارج از کشور
https://www.radiozamaneh.com/886284

Radiozamaneh
تبیین وضعیت و ترسیم یک خطِ مدافع ـ مطالبهگر
محمدرضا نیکفر ـ مسئلههای اصلی در موقعیت کنونی کداماند؟ بدیل دو خط شکستطلبی و حل شدن در سیاست حکومت چیست؟ خط بدیل با چه خواستههایی مشخص میشود؟
April 15, 2026 3.4K 56