برخی کانالها و رسانهها، برای القای سابقه تاریخیِ «ایام محسنیه» و تبدیل آن به یک سنت مذهبی، به عبارتی از قاضی عبدالجبار بن احمد معتزلی (۳۵۹ـ۴۱۵ق) استناد میکنند. این عبارت گاه با عنوانگذاری یا ترجمهای عرضه میشود که چنین مینمایاند شیعیان در قرن چهارم و پنجم، ایام مشخصی را به عزاداری برای حضرت محسن(ع) اختصاص میدادهاند.
برای نمونه، در برخی پستها چنین ادعا شده است:
قاضی عبدالجبار معتزلی، از علمای بزرگ اهلسنت در قرن پنجم، گزارشی از عزاداری شیعیان و علمای شیعه همچون ابومحمد طبری، شیخ مفید و ابوالحسن حلبی به مناسبت شهادت حضرت محسن(ع) در شهرهای مختلف شام، بغداد و مصر میدهد.
سپس عبارت زیر را نقل میکنند:
«وكل هؤلاء بهذه النواحي يدّعون التشيع ومحبة رسول الله صلّى الله عليه وسلم وأهل بيته، فيبكون على فاطمة وعلى ابنها المحسن الذي زعموا أن عمر قتله… ويقيمون المنشدين والمناحات في ذلك، ويأخذون على الناس العهود.»
تثبیت دلائل النبوة، قاضی عبدالجبار معتزلی، ج ۲، ص ۵۹۵.
اما این نقل، هیچ دلالتی بر وجود یک مناسبت مستقل، با تاریخ معین و عنوان «ایام محسنیه» ندارد. قاضی عبدالجبار ــ که اساساً در مقام جدل با شیعه سخن میگوید ــ صرفاً گزارش میکند که گروهی از شیعیان بر حضرت فاطمه(س) و فرزند ایشان حضرت محسن(ع) میگریند و برای بیان این مصائب، نوحهخوانان و مرثیهسرایانی برپا میکنند. عبارت «فی ذلک» نیز به همین موضوع، یعنی گریستن و نوحهسرایی بر این مصائب، بازمیگردد؛ نه به برگزاری مراسمی در روزها یا دههای خاص از سال.
به بیان دیگر، میان این دو گزاره تفاوتی اساسی وجود دارد:
✅شیعیان در مجالس سوگواری فاطمی، از مصیبت حضرت محسن(ع) نیز یاد میکردهاند؛
❌ شیعیان برای حضرت محسن(ع) در آغاز ربیعالاول یا روزهای دیگری، موسم و دهه عزاداری مستقلی داشتهاند.
عبارت قاضی عبدالجبار، در بهترین حالت، تنها میتواند مؤید گزاره نخست باشد؛ اما برای اثبات گزاره دوم هیچ شاهدی در اختیار نمیگذارد. امروزه نیز در مجالس فاطمیه، روضه حضرت محسن(ع) بخش طبیعی و رایجی از ذکر مصائب حضرت زهرا(س) است.
ازاینرو، ترجمه یا عنوانگذاریای که این عبارت را «گزارش عزاداری شیعیان به مناسبت شهادت حضرت محسن در شهرهای مختلف» معرفی میکند، فراتر از دلالت متن است. در خود عبارت، نه نامی از روز یا ماه خاص آمده، نه سخنی از دهه عزاداری است و نه گزارشی از یک آیین تقویمیِ مستقل دیده میشود.
افزون بر این، اگر «ایام محسنیه» واقعاً در سیره تاریخی شیعه جایگاهی شناختهشده و فراگیر داشت، انتظار میرفت آثار آن در منابع و تقویمهای مذهبی شیعه، بهویژه در دورههای متأخر و عصر صفوی ــ که مجالس و شعائر شیعی رونق و رسمیت بیشتری یافتند ــ آشکار باشد. حال آنکه برای اثبات چنین سنتی، به جای شواهد روشن از میراث شیعی، به گزارشی مجمل و جدلی از یک متکلم معتزلی استناد میشود؛ گزارشی که حتی با فرض پذیرش آن، چیزی بیش از برپایی نوحه و مرثیه درباره مصائب حضرت زهرا(س) و حضرت محسن(ع) را اثبات نمیکند.
طبق تذکر بعضی از دوستان، این نکته را اضافه کنم که در انتساب کتاب تثبیت دلائل النبوة به قاضی عبدالجبار معتزلی تردید وجود دارد و جناب دکتر انصاری در سلسله یادداشتهایی به نقد و رد این انتساب پرداختهاند.
.......
@azadpajooh